تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
ندانى كه شوريده‌حالان مست * چرا برفشانند در رقص دست گشايد درى بر دل از واردات * فشاند سر و دست بر كائنات
اين دو بيت منسوب به علاء الدوله سمنانى بيابانكى است :
اين ذوق و سماع ما مجازى نبود * وين وجد كه مىكنيم بازى نبود با بىخبران بگو كه اى بىخردان * بيهوده سخن به اين درازى نبود
حافظ گويد :
يار ما چون سازد آهنگ سماع * قدسيان در عرش دست‌افشانى كنند
ملاى رومى گويد :
امروز سماع است و سماع است و سماع * نور است و شعاع است و شعاع است و شعاع اين عشق مشاع است و مشاع است و مشاع * از عقل وداع است و وداع است و وداع
همو گويد :
كسى كاو جوهر جان را نديده است * كسى كان دلبر از چشمش نهان است چنين كس را سماع و دف چه بايد * سماع از بهر وصل دلستان است خصوصا حلقه‌يى كاندر سماعند * همىرقصند و كعبه در ميان است
حافظ گويد :
در آسمان چه عجب گر ز گفتهء حافظ * سماع زهره به رقص آورد مسيحا را

تأثير نغمات گوناگون موسيقى

هريك از نغمات و الحان موسيقى حالت و احساس مخصوصى در انسان پديد مىآورد ، چنان كه شهاب الدين صيرفى ، در كتاب خلاصة الافكار فى معرفة الادوار ، كه براى سلطان اويس تأليف كرده مىنويسد : « بدانكه هريك از اين شدود و شعب مشهور را تأثيرى خاص در نفس هست ، بعد از التذاذى كه همه را حاصل است ، چنان كه عشاق و نوا و بوسليك قوت شجاعت مىبخشيد و راست و عراق و اصفهان و نوروز و محير و نهضت ، افراط ، بسط و فرح مىآورد كه اصل مقتضاى الحان است . اسامى آلات موسيقى را نزارى قهستانى در بيتى ذكر مىكند :
بس كند زهره سازها همكار * از پى جشن اين مبارك‌سور دف و چنگ و رباب و زنبوره * غچك و ناى و بربط و طنبور
به‌طوركلى توجه عمومى به مسائل ذوقى و هنرى بستگى به اوضاع و احوال اجتماعى و اقتصادى محيط و طرز فكر زمامداران و درجهء نفوذ و قدرت آنان داشته است ، به‌طوريكه محمود غزنوى
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 192 | مرتضى راوندى