تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
خوش بود بر هر سماعى مى و ليكن مهرگان * بر سماع چنگ خوشتر بادهء روشن چو رنگ

چنگ

چنگ ، چنان كه اشاره شد از انواع عمدهء سازهاى زهى است به شكل مثلث كه به وسيله چنگ زدن به زه‌هاى آن ( معمولا با انگشتان ) نواخته مىشود ؛ چنگ ، داراى سه قسمت متمايز ( گردن و ستون و جعبهء طنين است ) . . . انواع ابتدايى چنگ در آثار هنرى سومريها و مصريها از هزارهء سوم قبل از ميلاد مشاهده مىشود ؛ چنگ از شرق وسطى به شرق اقصى و به مغرب راه يافت . . . چنگ جديد ، داراى 47 زه و هفت پدال است . » « 1 » در آثار گذشتگان ، گاه به لغاتى كه در حكم نتهاى كنونى است برمىخوريم ، از جمله مغربى مىگويد :
قطره‌يى از قعر دريا ، دم مزن * ذره‌يى از مهر و الا ، دم مزن مرد امروزى هم از امروز گوى * از پرى و دى و فردا دم مزن چون نمىدانى زمين و آسمان * بيش از اين از زير و بالا دم مزن چون اصول طبع موسيقيت نيست * از « تنا » وز « تاوتانا » دم مزن آنكه عين جمله اشياء گشته است * مغربى را گفت از اشياء دم مزن
مغربى مداخله در كار ديگران روا نيست : مولوى در مقام شوخى و هزل مىگويد :
آن يكى نائى كه نى خوش مىزده است * ناگهان از مقعدش نائى بجست ناى را بر كون نهاد او كه ز من * گر تو بهتر مىزنى بستان بزن
ناصر خسرو مىگويد :
نظميست مر نظام‌پذيرى را * گر ، خوانده‌اى ، در اول موسيقا

تلاش مولوى و شمس تبريزى

« تصريح شده است كه مولوى ، موسيقى مىدانسته است و رباب مى - نواخته است ( افلاكى 3 / 83 ) و حتى به دستور او تارى بر سه‌تار سنتى رباب مىافزايند ، همچنين نيز تأكيد شده است كه تنوع گستردهء مولوى در انتخاب در وزن و قالب شعر از موسيقىشناسى او پربار گشته است ، ليكن از طرفى ديگر نيز جاى ابهامى نيست كه مولوى تا پيش از آشنايى با شمس ، حتى سماع نيز نمىدانسته و آئين رقص چرخان را شمس به وى آموخته است . رقص دايره‌وار كه هم‌امروز بنابر شيوهء
هامش
( 1 ) - تلخيص از دايرة المعارف فارسى ، ص 807 .