تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
چنان كه قبلا نيز گفتيم شمس العلما ، ضمن معرفى سران فن موسيقى در بين اعراب و ايرانيان از معلم ثانى ابو نصر فارابى سخن مىگويد و مىنويسد كه او « سازى اختراع كرد و نام او قانون نهاد ، گويند در مجلس سيف الدوله از پادشاهان آل حمدان ، چند پاره چوب از كيسه كه همراه داشت درآورده با يكديگر تركيب نموده شروع به نواختن كرد ، تمام حاضران به خنده درآمدند ، پس راه بگردانيد و به لحن ديگر همه را به گريه درآورد و با لحن سوم تمام حضار را خواب كرد و بيرون رفت . فرضا كه اين قصه افسانه هم باشد ، استادى فارابى مسلم و تصانيف وى موجود است . . . شيخ الرئيس ابو على سينا در علم و عمل موسيقى ، ماهر بود و يك رساله از كتاب شفا در علم موسيقى است ، ديگر استاد رودكى كه خواندن شعر و نواى بربط وى ، امير نصر بن احمد سامانى را چنان به هيجان آورد كه موزه در پاى ناكرده ، از هرات برنشست و به جانب بخارا روان شد . ديگر محمد بربطى در فن موسيقى استادى ماهر و از ندماء مجلس سلطان مسعود غزنوى بوده - ذو اللسانين تاج الدين اصفهانى كتابى در علم ايقاعات ( ضرب ) تصنيف كرده كه خاقانى در وصف آن كتاب گويد :
بينمت موزون و منظوم و مقفا زان تو را * دستيار خويش سازد زهره در خنياگرى تاج اصفاهان لسان الدهر بو الفتح آنكه هست * در عجم چون عنصرى و در عرب چون بحترى
ديگر خواجه محمد كنك ، كه در علم و عمل ممتاز بوده . . . پس از اينها ، صفى الدين عبد المؤمن است كه معاصر مستعصم بود . . . ساز و نواز و غنا باوجود تمام مشكلاتى كه وجود داشت به تدريج ترقى و پيشرفت نمود ؛ چنان‌كه اسحق بن ابراهيم موصلى ، علاوه بر تخصص و مهارت در موسيقى ، به علوم ديانتى نيز كاملا آگاه بوده و در احوال او نوشته‌اند ، كه خليفه بارها گفتى اگر اسحق به اين فن معروف نبود ، منصب قضاوت به وى ارزانى داشتمى . سپس نويسنده از اشعار فردوسى و نظامى ، شواهدى مىآورد و نشان مىدهد كه از ديرباز در ايران استفاده از آلات متنوع موسيقى معمول بوده است .
ز آواز ابريشم و بانك ناى * سمن عارضان ، پيش كاوس بپاى
فردوسى
در آن مجلس كه عيش آغاز كردند * به يك‌جا چنگ و بربط ساز كردند نواى هردوان از بربط و چنگ * به هم برساخته چون بوى با رنگ
نظامى . . . در بزم ملوك و اكابر خواننده با يكى از ذوات النفخ و همچنين يكى از ذوات الاوتار