ابو الفضل بيهقى مىنويسد : « همهء فقها و اعيان و عامه آنجاى رفتند به - تهنيت ، فوجفوج مطربان شهر و بوقيان شادىآباد ، با سازها به خدمت آنجا آمدند . » « 1 »
شمس العلماء محمد حسين قريب ، ضمن رسالهاى كه در پيرامون تاريخ موسيقى ايران نوشته است ، چنين اظهار - نظر مىكند : « از ايرانيان ، قبل از اسلام ، نام باربد و نكيسا و سركش در شاهنامه فردوسى و خمسه نظامى مذكور است ، اگرچه بسيارى از حكايات اين دو كتاب نوازنده
به افسانه مىماند ، ليكن چون سى لحن باربدى در كتاب برهان قاطع و غير آن از كتب لغت و در قصايد و منظومات شعراى مذكور و در عهد فردوسى و منوچهرى و نظامى و قرنها بعد از آن هم معمول بوده و معروف است كه باربد از صد لحن معلومات خود ، سى لحن انتخاب كرده و هريك را به مناسبت چيزهاى عمدهء عصر خود تسميه نموده ، معلوم مىشود كه افسانه محض نيست و همچو استاد ماهر و حاذقى در آن دوره به تكميل و تنقيح اين صنعت كوشيده و در قرن اوليه اسلام چون از زمان پرويز مدت زيادى نگذشته بود ، مطالب و اصطلاحات الحان در محفوظات ايرانيان باقى بود و در عصر بنى مروان ، موقعى براى اظهار آن يافتند و سى لحن باربدى از بين نرفت . حكيم نظامى گويد :
ز صد دستان كه او را بود دمساز * گزيده كرد سى لحن خوشآواز
چو ياد از گنج بادآورد راندى * ز هر بادى لبش گنجى فشاندى
چو تخت طاقديسى ، ساز كردى * بهشت از باغها در باز كردى
هر آن شب كو گرفتى راه ( شبديز ) * شدندى جملهء آفاق شبخيز
چو زخمه راندى از كين سياوش * پر از حزن سياوشان شدى گوش
چو كردى كين ايرج را سرآغاز * جهان را كين ايرج نوشدى باز
چو كردى ( باغ شيرين ) را شكربار * درخت تار را شيرين شدى بار
نظامى در بقيهء اشعار خود ، تمامى سى لحن باربدى را آورده است .
هامش
( 1 ) - تاريخ بيهقى ، پيشين ، ص 7 .