عبد القادر غيبى مراغهاى ، موسيقيدان بزرگ ايرانى ( 754 - 837 ه ) شرحى در بيان بعضى از آلات موسيقى آن دوره نوشته كه حاكى از وفور و تنوع سازهاى موسيقى بعد از بنى اميه است ؛ آلات موسيقى آن دوره را به دو دسته ذوات النفخ ( سازهاى بادى ) و ذوات الاوتار ( سازهاى زهى ) تقسيم مىكردند .
ذوات النفخ ( سازهاى بادى ) در اين دوره به يازده نوع تقسيم مىشد :
ناى سفيد ، ناى منصف ، سيهناى ، سورنا ، يلبان ، ناى چاور ، نفير ، باق ، موسيقار ، چنجيق و ارغنون ، ناى منصف ، از لحاظ طول كوچكتر از ناى سفيد بود ؛ و بلبان ، سازى شبيه ( سرنا ) بود و نواى بسيار حزينى داشته است ، نفير از تمام سازهاى بادى بزرگتر بود ؛ و نوعى از آن به نام ( بورغو ) بيش از دو گز طول داشته است . باق ، نوعى نى بوده است كه ساز چنجيق نوع كاملتر آن بهشمار مىآمده است .
سرنا
آلات زير را نيز جزو سازهاى بادى شمردهاند ، بوق ، بيشه ، زنامى ، سوريانى ، شاخ ، شاهين ، شامشته ، شبابه ، شعيره ، شيپور ، صفاره ، صفير ، غندرود ، قصابه ، كرناى ، گاودم ، مزمار ، انواع ناى ( دوناى ، ناى داود ، ناى روئين ، ناى سرهنگ شهريارى ، ناى شاه ، ناى محسن ، ناى منصور ، ناى نرم ، ناى هفتبند ، نى انبان ، ينچه ، نىلبك ، يراع .
ذوات الاوتار ( سازهاى زهى ) از حيث تعداد از سازهاى بادى فراوانتر بوده و بيش از 26 قسم از آنها مورد استعمال بوده است .
عود قديم ، عود جديد كامل - شتاى ، طربرود ، تنبور شرونيان ، تنبور تركى ، روح - افزاى ، قبوز رومى ، اوزان ، ناىتنبور ، رباب ، مغنى ، اگرى ، قانون ، كمانچه ، غژك ، يكتاى ، ترنتاى ، ساز دولاب ، ساز عالى مرصع ، تحفة العود ، شدرغو ، پيپا ، باتوغان ، شهرود و رودخانى .
آلات زير را نيز جزو سازهاى زهى ( مضرابى ) نامبردهاند : ابو اللهو ، دريج ، دوتا ستا ( سهتار ) ، سنتور ، عرطبه ، عفقا ، كناره ، گيتار ( قيتار ) ، قنين ، معزفه ، مغنى ، نزهه ، ون سازهاى زير را با كمان ( آرشه ) مىنواختند ، رباب ، شيشك ( شوشك ، غژك ، غيشك ، غيژك ) شيزان ، شيشل ، قيز ، كمانچه .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 181
مساهمون: مرتضى راوندى
ص١٨١