چنان كه قبلا گفتيم ، در عهد غزنويان ، بازار سازندگان و نوازندگان رواجى تمام داشت و در مجالس مهمانى امير و ديگر بزرگان ، گروهى از مطربان نيز شركت مىكردند .
بيهقى ، ضمن وقايع روز چهارشنبه نهم ذو الحجه 429 ه مىنويسد : « سلطان مسعود به جشن مهرگان بنشست . . . شاعران شعر خواندند كه عيد فطر شعر نشنوده بود ، و مطربان بر اثر ايشان زدن گرفتند و گفتن و شراب روان شد . . . شعرا را صله فرمود و مطربان را نفرمود . . . پس از اين به يك هفته پيوسته شراب خورد و بيشتر با نديمان و مطربان را پنجاه هزار درم فرمود و گفت كار بسازيد كه بخواهيم رفت . . . محمد بسنودى بربطى ، سخت خوشاستادى بود . . » « 1 »
اساتيد و سران عالم موسيقى
روح اللّه خالقى ، ضمن بحث در پيرامون سرگذشت موسيقى ايران مىنويسد : ابو الفرج اصفهانى صاحب كتاب اغانى ( 356 - 284 هجرى ) مىنويسد : كه اسحق بن ابراهيم موصلى ( 235 - 150 ه . ق ) موسيقى را تحت نظم و ترتيب مخصوص درآورد و در كتابى كه حاوى مجموع تصانيف اوست ، نغمات موسيقى را كه خود ساخته ، از حيث وزن طبقهبندى كرده است .
ابو نصر فارابى ( 339 - 259 ه . ق ) اول كسيست كه در آن زمان ، كتابى در فن موسيقى نوشته و در آن از قوانين صوت و نسبتهاى رياضى صداها گفتگو كرده و رسالهء او در دست مىباشد . بعد از او ، ابن سينا ( 428 - 370 ه ) دو رساله در موسيقى نوشته ، يكى به عربى كه جزء كتاب شفا مىباشد و ديگرى به فارسى كه ضمن دانشنامهء علايى است ، پس از آن ، صفى الدين عبد المؤمن ارموى ( وفات 656 ه . ق ) دو كتاب در موسيقى نگاشته : يكى به نام كتاب الاوتار كه به اشاره خواجه نصير طوسى نگاشته و ديگرى رساله شرفيه است ، بعد از او ، قطب الدين علامه شيرازى وفات ( 710 ه ) در كتاب درة التاج ، بابى در موسيقى دارد كه به فارسى نوشته شده است ؛ سپس عبد القادر حافظ مراغهاى ( وفات 838 ه ) دو سه كتاب در موسيقى دارد به نام مقاصد الالحان و جامع الالحان و كنز الالحان ، ولى كتاب سوم ديده نشده و گويا از بين رفته است ، همچنين شرحى هم بر كتاب ادوار صفى الدين ارموى نوشته است . » « 2 »
در تاريخ موسيقى ايران ، گهگاه به نام بوليان يا لوريان برمىخوريم كه بيشتر با تودهء مردم كوى و برزن سروكار داشتند و هنر خود را در راه آسايش اكثريت محروم به نمايش مىگذاشتند . استاد زرينكوب ، در وصف اين گروه مىگويد : « . . . نه فقط شادخوارى و
هامش
( 1 ) - ر . ك : تاريخ بيهقى ، پيشين ، ص 735 .
( 2 ) - روح الله خالقى ، سرگذشت موسيقى ايران ، ص 87 به بعد .