مىخواندند :
إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ . . .
وَ يَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ الْبَغْيِ
، من منكرى ديدم و آن را تعبير كردم ، خليفه گفت : تعبير كن هرمنكرى كه بينى . . . آن پير بيرون رفت ، خليفه با خادم گفت : همراه پير بيرون رو اگر آنچه گذشت با مردمان مىگويد او را هيچ مده و اگر هيچ نمىگويد يك بدره زر سرخ بده ، خادم چنين كرد و ديد كه او به كار خود مشغول است و همچنان دانهء خرما مىچيند و به هيچكس التفات نمىكند ، پس بدره زر سرخ به دو داد ، آن پير رد كرد و بيتى چند در بىنيازى و استغناء طبع برخواند . » « 1 »
تأثير آواز خوش « سماع » و موسيقى در آدميان
شهرروزى گويد : « روزى ابو سليمان سجزى ( متوفى حدود سال 380 ) با گروهى از اصحاب از بغداد به تفرج بيرون شدند ، بدانجا كودكى به آواز خوش تغنى مىكرد ؛ يكى از همراهان ابو سليمان . . . گفت :
دريغا كه اين كودك استاد نديده و الحان نياموخته و گرنه در غنا آيتى شده بود ، ابو سليمان گفت : بگوئيد كه طبيعت را به صناعت چه احتياج باشد ، در صناعت كوشند رقص ، از نقاشيهاى مكتب مغولى مربوط به حدود سال 1675 ميلادى
هامش
( 1 ) - فضل اللّه روزبهان ، سلوك الملوك ، به اهتمام محمد نظام الدين و محمد غوث ، چاپ حيدرآباد دكن ، باب سوم ، ص 174 .