تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 16

مساهمون:

ص١٦
بغداد نيز ، ميدانهايى براى اين نوع بازيها وجود داشت و معمولا يك كدو را به‌عنوان هدف بازيكنان انتخاب مىكردند . ديگر از ورزشهاى معروف و معمولى آن ايام ، كشتىگيرى بود ، كه از انواع ورزشى بود كه مورد توجه و علاقهء اكثريت مردم بود ، امروز نيز در آثار نويسندگان قديم ، به رموزى كه پهلوانان در رشتهء خود به كار مىبردند ، تا حريف را از پاى درآورند ، برمىخوريم . پهلوانان ، معمولا شلوار كوتاهى به تن مىكردند و در محلهاى بالنسبه بزرگ و سرپوشيده‌اى كه براى اين كار ساخته شده بود ، حاضر مىشدند . دو رقيب ، قبل از آنكه باهم دست‌وپنجه نرم بكنند ، به يكديگر درود مىگفتند و همين كه كشتى آغاز مىشد ، داوران كه معمولا از اساتيد كهنسال فن كشتىگيرى بودند ، جريان زورآزمايى دو رقيب را نظارت مىكردند ؛ تا اصول فن كشتىگيرى از طرفين رعايت شود ، هركس شانهء ديگرى را به خاك مىماليد ، برندهء مسابقه بود . در پايان مسابقه ، دو حريف پيشانى يكديگر را مىبوسيدند ، تا به ناظران مسابقه نشان دهند كه همانطور كه در آغاز كار دوست بودند ، در پايان مسابقه نيز رفيق يكديگرند . اين نوع مسابقات ، تنها بين ورزشكاران يك شهر صورت نمىگرفت ، بلكه گاه پهلوانان دو كشور مختلف نيز براى انجام مسابقات به شهر و ديار يكديگر مىرفتند ؛ مثلا گاه يك پهلوان از بيزانس ( آسياى صغير ) به اصفهان مىآمد و يا يك قهرمان از همدان به سوى مغولستان مىرفت تا هنرمندى خود را به مردم كشورهاى ديگر نشان دهد ؛ و براى ملت و سرزمين خود نام و نشان و افتخارى كسب كند . - گاه پهلوانان ، با هنرنمائيهايى كه مىكردند ، به دريافت جوايز بزرگ نايل مىشدند . اين گروه براى حفظ موقعيت اجتماعى خويش مكلف بودند كه در هرجا كه هستند ، اصول جوانمردى ، عفت و اعتدال را رعايت كنند . راجع به « زورمندى » و آثار قدرت و توانايى ، شعرا و صاحبنظران از ديرباز سخن بسيار گفته‌اند :
محكم نظام دولت و ثابت قوام داد * زان زورمند بازوى خنجرگذار باد
مسعود سعد
گوان پهلوانى بود زورمند * به بازوى « برزو » به بالا بلند
فردوسى
تن‌آور يكى لشكر زورمند * برهنه تن و سفت و بالابلند
فردوسى
پس از بهر جنگش يل زورمند * يكى چرخ فرمود پهن و بلند
اسدى