تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 13

مساهمون:

ص١٣

انواع فعاليتهاى ورزشى در ايران بعد از اسلام

ابو بكر ربيع بن احمد اخوينى بخارى ، مؤلف كتاب مهم و معروف هداية المتعلمين ( در طب ) كه به تقريب در اواسط قرن چهارم هجرى مىزيسته و از پرورش‌يافتگان مكتب محمد بن زكرياى رازى بوده است ، فصلى در ورزش ، زير عنوان « فى الرياضه » دارد و ورزش يا رياضت را بدين‌سان تعريف مىكند : « رياضت ، آنگاه بود كه مردم ، خويش را رنجه كنند و چون مانده ( يعنى خسته ) خواهد گشتن . اندر ساعت آن رنج بجاى ماند ( گذارد ) فاما ، اگر بيش بود از اين مقدار يا كم بود از شمار رياضت نبود . » به نظر مؤلف ، ورزش مجموع فعاليتهائيست كه براى خسته كردن بدن انجام مىشود . ولى در اين كار رعايت اعتدال ضرورى است . آنگاه دربارهء اقسام ورزش و بازى مىنويسد : « . . . و اين حركت كه ورا رياضت خوانند ، يا تنها بود بىيار ، چون راه رفتن به شتاب و دويدن و سنگ برگرفتن ، كمان - كشيدن و گوى زدن ، تير انداختن و طبطاب اعنى پهنه باختن « 1 » و شمشير باختن و آنچه بدين ماند و آنچه با يار بود ، چون كشتى گرفتن و سكندر زدن و كنده جستن و فارح بودن . » فرخى ، در مورد پهنه باختن چنين مىگويد :
نامه نويسد بديع و نظم كند خوب * تيغ زند نيك و پهنه بازد و چوگان پهنه‌بازى و كمندافكنى و چوگان‌باز * ناوك‌اندازى و زوبين‌فكن و سخت‌كمان « 2 »
در قرن چهارم و پنجم هجرى ورزشهاى گوناگونى در بين جوانان رايج بود . پادشاهان آل بويه تا حدى به امر ورزش توجه داشتند ، و ورزشكاران را تشويق مىكردند . در كتاب حكايت « ابى القاسم » ( ص 107 ) نام سيزده نوع شنا ذكر شده است . از ميان پادشاهان غزنوى ، سلطان مسعود در آغاز جوانى ، خود از ورزشكاران بنام بود و به ورزشهاى سنگين و كشتى گرفتن و برداشتن وزنه‌هاى سنگين و مخصوصا به شكار دلبستگى داشت ولى بعدها در اثر افراط در ميگسارى سلامت جان و جسم خود را از دست داد . ابن سينا در كتاب « قانون » هنگام بحث « از بهداشت و نيرومندى » مىگويد : بايد با وسايلى از جمله ورزش ، تن را نيرومند سازيم و غذاى كافى بخوريم تا از گزند بيمارى مصون باشيم ، سپس يادآور مىشود كه براى هركس نوعى ورزش مفيد و سودمند است - براى تقويت هر عضو و عضله‌يى ، حركات مخصوصى ضرورت دارد . اينك نمونه‌يى چند از ورزشهايى كه ابن سينا شرح داده است : 1 - كشتى كه چند نوع و شديدترين آنها « مباطشه » ناميده مىشد و شبيه به كشتى كج
هامش
( 1 ) - طبطات به معنى تختهء گوىبازى و پهنه آمده است ؛ و آن نوعى از چوگان است و سرش مانند كفچه ؛ و گوى را در آن نهاده و در هوا اندازند . ( ناظم الاطباء ) ( 2 ) - محمد پروين گنابادى ، نقل از مجلهء سخن ، دورهء 18 ، شماره 7 ، آذرماه 1347 ، ص 709 .