تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
مطالبى از آوازها آورده كه نه اسحق و نه عمرو بن بانه ، از آن ذكرى نكرده‌اند ؛ و نام مغنيان زن و مردى را از دورهء جاهليت و اسلام ذكر كرده كه شگفت‌انگيز است . همچنين ابو حشيشه ، مكنى به ابو جعفر از طنبوريان ماهر در فن خود بود و كتابهايى در اين رشته نوشته است . » « 1 » ديگر از نام‌آوران موسيقى ، ابو الحسن احمد بن جعفر بن موسى بن خالد بن برمك ، شاعر و آوازخوانى است كه اشعار دلنشينى دارد و در هنر طنبور حاذق و ادبياتش نيكو و ماهر به تمام معنا بود . » « 2 » ديگر از هنرمندان و خوانندگان به‌نام « قريص مغنى » است كه در آواز ، شهرت و شايستگى بسيار داشت ؛ جحظه ، دربارهء اين خواننده مشهور اشعارى سروده ، از جمله گويد :
اكلنا قريصا و غنى قريص * فبتنا على شرف الفالج
ترجمه : نان و خورشى خورديم و قريص آوازى خواند و ما آنجا مانديم درحالىكه نزديك بود زمين‌گير شويم . * وفات قريص در سال 24 است ، اين كتابها از اوست : كتاب صناعة الغناء و اخبار المغنين و ذكر الاصوات التى غنى فيها به ترتيب حروف ، كه ناتمام گذاشت و آنچه كه به‌دست آمد در حدود هزار ورق است . » « 3 » به نظر ابن نديم ، ابن طرخان ( ابو الحسن على بن حسن ، رويه خوبى در آواز و سرمايه كافى در ادب داشت ، اين كتابها از اوست : كتاب النوادر و الاخبار ، كتاب اخبار المغنيين الطنبوريين ، كتاب انساب الحمام ، كتاب ما ورد فى تفضيل الطير الهادى . » « 4 » جرجى زيدان ، ضمن گفتگو از سير موسيقى در دستگاه خلافت عباسيان ، نشان مىدهد ، كه نخستين خلفاى عباسى به‌كلى از درك لطف و ظرافت اين فن عاجز بودند تا جايى كه منصور تنبور را به سر نوازنده تنبور فروكوفت ، اما هنوز چهل سال از مرگ وى نگذشته بود كه سراى خليفه ، نمايشگاه ساز و رقص و آواز شده به قسمى كه سيصد كنيز در كاخ هرون فقط به ساز و آواز مىپرداختند و جمعى دايره و چنگ و عود و ناى و قانون و سنتور مىنواختند و يا مىرقصيدند و آواز مىخواندند ؛ و اضافه بر آن عده‌اى نديم و دلقك مسخره‌چى در قصر اقامت
هامش
( 1 ) - همان كتاب ، ص 240 . ( 2 ) - همان كتاب ، ص 239 و 240 . ( 3 ) - همان كتاب ، ص 256 به بعد . ( 4 ) - همان كتاب ، ص 257 .