تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
است در موسيقى كه در دائرة المعارف اسلامى تأليف شده است . ابن ابى اصيبعه مىگويد ، كه در دفتر خاطرات يكى از استادان ديده‌ام كه ابو نصر يكى از آلات موسيقى شگفت‌آور را ساخته كه از آن الحان و آهنگهاى بديع برمىآيد و احساسات انسان را به جنب‌وجوش مىآورد و هم در اين خاطرات آمده است كه ابو نصر به صنايع و فنون و موسيقى بيشتر تمايل داشت ، تا آنكه مجموعه‌اى از آثار فلسفى ارسطو را به رسم وديعت پيش او نهادند ، فارابى اين كتابها را مورد مطالعه قرار داد و اين مطالعات شوق و ذوق فلسفه را در وى برانگيخت . . . » « 1 » به‌طورىكه ابن نديم در الفهرست آورده است ، در بين افراد خاندان ابو محمد يحيى بن مبارك عدوى پسرانى بودند كه در رشته‌هاى مختلف علوم و معارف زمان خود تبحر و استادى داشتند ، عبد اللّه « چنان شيفته به ساز و آواز بود ، كه نواختن عود را آموخت و دو فرزند خود را نيز تعليم داد و هردو نفرشان صدا و آواز خوبى داشتند ؛ فضل در سال 278 و عبد اللّه در سال 284 وفات يافتند . . » « 2 » در ميان خاندان عباسيان ، ابراهيم بن مهدى بن منصور اول نابغه‌اى است از بنى عباس كه نويسنده و شاعر و داراى تأليفاتى بود . . . به‌اضافه ، در موسيقى و آواز نيز هنرمند و از هر كسى برجسته‌تر بود . . . تا آنجا كه مغنيان در هنر خود به او حكميت مىدادند . . » « 3 » ابن نديم ضمن برشمردن آثار مرزبانى ( ابو عبد اللّه محمد بن عمران بن موسى بن سعيد بن عبد اللّه ) از كتاب الرائق او نام مىبرد ، كه بيش از هزار و ششصد ورق است . كتاب الرائق : در توصيف غنا و آواز و كيفيات و اقسام و طريقه‌هاى آن و اخبار مغنيان از مرد و زن چه آنهايى كه آزاد بودند و چه آنهايى كه برده و زرخريد شمرده مىشدند . » « 4 » سخن مىگويد . جالب‌توجه است كه در حدود قرن سوم و چهارم هجرى ، بسيارى از فضلا و نويسندگان در غنا و ساز و آواز نيز مهارت داشته و در اين زمينه‌ها كتاب نوشته‌اند از جمله ابو عبد اللّه هارون و يونس كاتب معروف به يونس مغنى كه دورهء عباسيان را هم درك كرده و از بردگان زبير بن عوام بود ، كتابهاى او در اغانى و مغنيان مشهور است . جيش بن موسى صينى صاحب كتاب الاغانى على حروف المعجم است ، اين كتاب را براى متوكل تأليف نمود و در آن
هامش
( 1 ) - ر . ك : همان نشريه . ( 2 ) - ابن نديم ، الفهرست ، ترجمه رضا تجدد ، چاپ دوم ، ص 88 . ( 3 ) - همان كتاب ، ص 190 . ( 4 ) - همان كتاب ، ص 219 و 220 .