تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
حكماى قديم مىگفتند : غرض علماى موسيقى از استخراج قواعد اين فن مأنوس كردن ارواح و نفوس ناطقه با عالم قدس است كه از لهو و طرب مجرد مىباشد و نفس را به واسطهء استماع حسن تأليف و تناسب نغمات گشايش و انبساطى حاصل مىآيد . . . فارابى كتابى به نام « الموسيقى الكبير » تأليف كرده است . . . شايد اين مسأله را نتوان منكر شد كه فارابى در مواقعى كه خود مىخواسته ، چنگى مىزده و سازى مىنواخته ، چه از ذوق چنان حكيمى كه به تمام رموز اين فن آگاهى داشته ، بعيد است كه به اختيار از اين سرچشمه ذوق و احساس تمتعى برنگيرد . . . » « 1 » ابو نصر فارابى كه پس از ارسطو ، او را به علت فضل و دانش فراوانى كه داشت « معلم ثانى » خوانده‌اند ، نه‌تنها در فلسفه و علوم گوناگون دوران خود استاد بود ، بلكه در رشتهء موسيقى نيز قهرمان عصر خويش به‌شمار مىرفت . ابن خلكان مىنويسد : يك بار فارابى در محفل علمى سيف الدولة بن حمدان شركت جست در پايان مجلس پس از آنكه در نتيجهء مباحثات و گفتگوهاى مختلف ، مقام علمى و تبحر فارابى بر همگان آشكار شد « سيف الدوله به او گفت : ميل دارى چيزى بخورى ؟ گفت : نه ، گفت : ميل دارى چيزى بنوشى ؟ گفت : نه ، گفت : ميل دارى ساز و آوازى بشنوى ؟ گفت : بلى ؛ پس سيف الدوله دستور داد كه آوازخوانان و ساز - زنان و موسيقىدانان ماهر بيايند و بزمى بيارايند ، به فرمان او مجلس گرم و آراسته شد و هر يكى از آنان نوايى نواخت ، آنگاه فارابى شروع كرد به انتقاد ، هريكى از آنان در طرز به‌كار بردن آلات موسيقى و ساز ؛ سيف الدوله به فارابى گفت : خودت نواختن دانى ؟ گفت : بلى ؛ پس چندتا چوب از كمربند خويش درآورد و نوايى ساز كرد كه تمام حاضران به خنده درآمدند ، سپس چوبها را از هم بازنمود و به نوعى ديگر تركيب كرد و آهنگى نواخت كه تمام حاضران به گريه درآمدند ، بار ديگر چوبها را از هم باز به شكلى ديگر تركيب كرد و نوايى نواخت كه تمام اهل مجلس و حتى دربان قصر سيف الدوله همه به خواب رفتند و ابو نصر از مجلس خارج شد و رفت . » « 2 » هرچند اين حكايت به افسانه شبيه است ، ولى به‌هرحال چند مطلب از اين حكايت مستفاد مىشود كه يكى از آنها اين است كه « فارابى موسيقىدان چابك و زبردستى بوده است و عملا با آلات موسيقى سروكار داشته است . . . بنا به روايت ابن خلكان آلت قانون را فارابى ساخته است ، گذشته از اين تأليفات و رسائلى در فن موسيقى نگاشته است ، به‌ويژه كتاب مشهور و معروف و مهم او كتاب الموسيقى الكبير كه بزرگترين كتابى
هامش
( 1 ) - محمد دبير سياقى ، مقالات عباس اقبال ، ص 79 به بعد . ( نقل به اختصار ) ( 2 ) - نشريهء دانشكدهء ادبيات و علوم انسانى دانشگاه آذرآبادگان ، بهار سال 1354 ، ص 169 به بعد .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 155 | مرتضى راوندى