تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
مهرگان بزرگ ، مهرگان فرد ، نهاوندى ، نهفت ، زير بزرگان ، تيزى راست ، زيرخرد ، نيم راست ، بهمنجه ، چنانه ، پردهء خرم ، ديرسال ، پردهء زنبور ، در غم ، افسر سكزى ، تكاو ، گلزار ، خماخسرو ، زنگانه ، روشن‌چراغ ، بهار بشكند ، باغ شهريار ، پيكرگرد ، گل‌نوش تيف گنج ، ديورخش ، ارجنه ، زيرافكن ، سيوارتير ، شيشم ، سرانداز ، قالوس ، هفت‌گنج ، كاويرنه زير قيصران . » به نظر استاد : تفكيك الحان دوران بعد از نواهاى عصر ساسانى امكان پذير نيست ، ولى بدون شك بسيارى از نواهاى سابق الذكر ، يادگار دوران پيش از اسلام است . - به نظر استاد همائى ، غير از آنچه گفتيم : « . . . در كتب موسيقى ، اسامى فارسى ، اصطلاحات و الحان و پرده‌ها بسيار است از قبيل : فاختى ، بسته‌سپاهان ، سپاهان ، همايون ، شور ، شهناز ، سه‌گاه ، مايه و امثال اينها ، و اين نكته را در خاطر بايد داشت كه ممكن است يك آواز ، چند اسم داشته باشد . » « 1 »

آلات موسيقى

« . . . از جمله آلات موسيقى دورهء ساسانى چنگ ( رباب ) ، ناى ، بربط ( عود ) ، تنبور ، كمانچه ، غژك يا غجك و امثال آنها بوده است ، بربط و چنگ به قول جمعى از مورخين و موسيقىدانان از آلات مخترعهء ايرانيان قديم است و گويند كه حارث بن كلده ، در دربار انوشيروان نواختن بربط را آموخته و بعد از مراجعت ، در مكه نشر داده است و بعضى از شعراى جاهليت از قبيل اعشى ( ميمون بن قيس متوفى 629 م ) كه در دورهء انوشيروان به مدائن رفته‌اند ، لفظ فارسى بعضى آلات موسيقى را عينا در عربى ذكر كرده‌اند . . . توضيح : بربط مهمترين آلات موسيقى است كه امروزه به « تار » معروف است و بعضى گويند ماخوذ از « باربد » است و برخى گويند كه چون شبيه مرغابى است از آن جهت بربط گفته‌اند و بعضى گويند چون در موقع نواختن به سينه گذارند از آن جهت آن را بربط گفته‌اند ، بربط از ابتدا چهار تار داشته و اكنون به چهارده رسيده است چنگ از آلات كثير الاوتار است و بعضى 24 وتر برخى كمتر يا بيشتر بر آن مىبسته‌اند - تنبور از سازهايى است كه به شكل امرود بود ، دسته بلندى دارد و در قديم دو وتر بر آن مىبسته‌اند و اكنون شمارهء تارهاى آن به شش رسيده و بعضى گويند كه شبيه دم بره بود ؛ و معروف به ( دنب بره ) بوده است و تنبور معرب آن است ؛ كمانچه از آلات مجروره و دستهء كوتاهى دارد كه با كمان وتردار مىنوازند ، كمانچه در اوايل يك وتر داشته و حاليه به چهار رسيده است و چهار تار را « شوشك » نامند . غژك يا غجك نوعى از كمانچه است كه كاسهء بزرگترى داشته است و مهرى ، واگرى ،
هامش
( 1 ) - همان كتاب ، ص 174 .