پهلوانان قديم بوده ، مثل : آئين جمشيد ، كين ايرج ، نوروز كيقباد ، سياوشان ، كين سياوش ، پيكرگرد و غيره و نواهايى در مدح بهار و زيبايى طبيعت و تعريف باده و عيش و خرمى هم بوده مثل : نوروز بزرگ ، ساز نوروز ، سبز در سبز ، گلنوش ، سروسهى ، كبك درى ، پاليزبان ، آرايش خورشيد ، ماه بر كوهان نوشين باده ، روشنچراغ ، نوشلبينان ، رامش جان يا رامش جهان و غيره .
در خصوص سى لحن باربد ، نظامى داد سخن داده و ما با رعايت اختصار قسمتى از آن اشعار را نقل مىكنيم :
ستاى باربد آواز درداد * سماع ارغوان را ساز درداد
ز صد دستان كه او را بود دمساز * گزيده كرد سى لحن خوشآواز
چو ياد از ( گنج بادآورد ) راندى * ز هر يادى لبش گنجى فشاندى
ز ( گنج سوخته ) چون ساختى راه * ز گرمى سوختى صد گنج را شاه
جو ( گنجكاو ) را كردى نواسنج * برافشاندى زمين هم كاو و هم گنج
چو ( شادروان مرواريد ) گفتى * لبش گفتى كه مرواريد سفتى
از آلات موسيقى عهد ساسانى ، چنگ ( رباب ) ، ناى ، بربط ( عود ) ، تنبور ، كمانچه ، غژك يا غجك ، و امثال آنها بوده است .
استاد فقيد عباس اقبال ( در شماره 5 مجله كاوه ) پس از تتبع در فرهنگها و دواوين ، عدهء الحان و نواهاى موسيقى را چنين نوشتهاند : « آزادوار ، پاليزبان ، باخوز ، سبزبهار ، با روزنه ، باغ سياوشان ، رامشخوار ، راه گل ، راهوى زاغ ، سازگرى ، شادباد ، شاورد ، كاسهگرى ، شباب ، سپهبدان ، بند شهريار ، تخت اردشير ، گنجكاو ، انگبين ، گنجوار ، گنج سوخته ، دلانگيزان ، سروستان ، چكاوك ، خاركن خسروانى ، اشكنه ، نوروز بزرگ ، نوروز خردك ، نوروز خارا ، باد نوروز ، ساز نوروز ، نوروز كيقباد ، نوشين لبينا ، شهرروز ، ره جامهداران ، بربط