جمله كتاب دانيال و كتاب زبور داود ، در عهد قديم انواع ساز و آواز در بين ملل خاور نزديك معمول بوده بهخصوص ، از انواع نى و چنگ در منابع كهن بسيار ياد شده است .
داود پيغمبر كه هزار سال قبل از ميلاد مسيح مىزيسته به خوشآوازى مشهور است ، آوايى مؤثر داشت ، و در « مزمار » نواختن ، ماهر بود . « . . . چون زبور خواندى ، از خوشى آواز او ، مرغان هوا كله بستندى از بالا . . . » « 1 »
هنر داود در آواز و موسيقى ، در ادبيات فارسى نيز منعكس گرديده است :
مرغ ز داود خوشآوازتر * گل ز نظامى شكراندازتر
نظامى
سمعها بر سماع داوديست * كز سر زخمه شكر افشاندست
نظامى
همه گويند ، سخن گفتن سعدى دگر است * همه دانند مزامير نه همچون داود
سعدى
آتشى از سوز عشق در دل داود بود * تا به فلك مىرود بانگ مزامير او
سعدى
صرير كلك تو در كشف مشكلات جهان * چنان كه نغمه داود در اداء زبور
ظهير فارابى
يافته در قصه داود ساز * قصه محمود و حديث اياز
نظامى
در ميان ملل باستانى « اهل مصر 13 يا 14 ساز مختلف داشتهاند ، آشوريان اگرچه به اندازهء مصريان در موسيقى ترقى نكردهاند . ولى در اينكه هشت يا نه ساز داشتهاند ترديدى نيست و نمونهء بعضى از سازهاى آنها اخيرا در اكتشافات بين النهرين پيدا شده و از جمله :
چنگ ذات الاوتار است كه 16 تار دارد و مربوط به 2500 سال ق . م . مسيح مىباشد ، اين چنگ سه گوشه دارد و يكطرف آن پهن است . » ( ايراننامه ) .
در ايران باستان نيز به حكايت كتب مذهبى ، موسيقى و سرود و آواز وجود داشته است و قسمتهاى منظوم اوستا را با آواز و سرود مىخواندند و وجود گاتها كه سرودهاى مقدس مذهبى است ، مؤيد اين معنى است ؛ از آثار عهد هخامنشى چيزى كه مؤيد رواج موسيقى در آن عصر باشد ، بهدست نيامده ، ولى بهطورىكه يونانيان نوشتهاند پادشاهان آن عصر ، هنگاميكه مشغول خوردن غذا مىشدند جمعى از كنيزان به خنياگرى و رقص مىپرداختند .
هامش
( 1 ) - على اكبر دهخدا ، لغتنامه ، شماره مسلسل 68 ، « د - داعى صغير » ص 718 و 719 .