تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 12

مساهمون:

ص١٢
سوارى و تيراندازى و راستگويى مىآموزند ؛ و گزنفون در كورش‌نامه مىگويد : كودكان فارسى ، از خردسالى ، كمان كشيدن و تير انداختن مىآموزند و اين ورزش تا شانزده و هفده سالگى پايدار است . » « 1 » فردوسى در شاهنامه در موارد مختلف ، به ارزش نيرو و نتايج ورزش اشاره مىكند :
ز نيرو بود مرد را راستى * ز سستى كژى آيد و كاستى
به گفتهء فردوسى ، در عهد اردشير اول ، تعليم و تربيت نظامى و فراگرفتن فنون جنگى براى عموم طبقات ضرورى بوده است :
به درگاه چون گشت لشگر فزون * فرستاد به هر سويى رهنمون كه تا هركسى را كه دارد پسر * نماند كه بالا كند بىهنر سوارى بياموزد و رسم جنگ * به گرز و كمان و به تير خدنگ چو كودك ز كوشش به نيرو شدى * بهر جستنى بر ، بىآهو « 2 » شدى نوشتى عرض نام و ديوان اوى * بياراستى كاخ و ديوان اوى چو جنگ آمدى نورسيده جوان * برفتى ز درگاه با پهلوان
در شاهنامه فردوسى ، مكرر از مجالس بزم و ميدانهاى رزم و راه و رسم جنگاورى و پهلوانى ، سخن به ميان آمده است :
تهمتن ببردش به زابلستان * نشستنگهى ساخت در گلستان سوارى و تير كمان و كمند * عنان و ركيب و چه و چون و چند ز داد و ز بيداد و تخت و كلاه * سخن گفتن و رزم و راندن سپاه نشستنگه و مجلس و ميگسار * همان باز و شاهين و يوز و شكار هنرها بياموختش ، سربه‌سر * بسى رنج برداشت ، كامد ببر
به‌طوريكه از تاريخ كريستين سن پژوهندهء دانماركى برمىآيد ، طبقات ممتاز در ايران عهد ساسانيان ، به امور تفننى و ذوقى توجه داشتند ؛ در منابع مربوط به آن دوران دربارهء بهترين بازيها ، از چتربازى ، تيراندازى ، طاس‌بازى ، بندبازى ، سپربازى ، زين‌بازى ، گوى - بازى ، ميل‌بازى ، نيزه‌بازى ، تيربازى ، شمشيربازى ، دشنه‌بازى ، گرزبازى ، شيشه‌بازى ، كپىبازى ، كرميل‌بازى و گهواره‌بازى سخن به ميان آمده است . » « 3 »
هامش
( 1 ) - ر . ك : عليرضا حكمت ، آموزش و پرورش در ايران باستان . ( 2 ) - نقص ( 3 ) - مأخوذ از كتاب كريستين سن ، ايران در زمان ساسانيان ، ترجمه رشيد ياسمى و چند مأخذ ديگر .