كه جنگجويان خود را ورزيدهتر و از سازوبرگ جنگى بهتر برخوردار كنند . پس از چندى با سواران چالاك و گستاخ و كمانداران ورزيده و نيزهوران زبردست آماده كارزار گرديد . » « 1 »
سواران ماهر و تيراندازان چيرهدست در ايران كهن از منزلت اجتماعى والايى برخوردار بودند ، از طرف ديگر استادان سوارى و تيراندازى ، كودكان و نوجوانان را سوارى و تيراندازى مىآموختند و بدينوسيله سعى مىكردند ، تجارب خود را كه ضامن استقلال كشورشان بود ، به نسل آينده انتقال دهند .
ايرانيان باستان ، هدفشان از آموزش نيرومندى و بهداشت ، علاوه بر تأمين سلامت جسم و روح ، مهيا كردن سپاهيان ورزيده و آزموده براى حراست و دفاع از مرزوبوم ميهن بوده است . . . اسبسوارى و تيراندازى و شكار در اين دوره به صورت يك نياز اجتماعى درآمده بود و به همين مناسبت ورزش ، بهخصوص فنون تيراندازى و سوارى بسيار مورد توجه بود .
كودكان را از سن پنج سالگى به تمرين وامىداشتند و نخست به آنها تيراندازى را به حالت پياده و اسبسوارى را جداگانه مىآموختند ، بعد از اينكه نوجوانان در سوارى و تيراندازى مهارت مىيافتند ، تيراندازى سواره را نيز تمرين مىكردند و آنقدر در تمرين به آنها سختگيرى مىشد تا به صورت سواركاران و تيراندازان ورزيده و كارآزموده وارد اجتماع مىشدند . . . در سوارى ، پارسها مانند يونانيها زين و ركاب بهكار نمىبردند . بلكه در موقع سوار شدن ، ماهرانه بر روى اسب مىپريدند . . . روى اسب ، راست مىنشستند بهطوريكه دهانه اسب را كه در دست داشتند با نيمه تنهء ايشان زاويهء قائمهاى درست مىكرد .
درنتيجهء تمرين ، نوجوانان در فنون تيراندازى ، شكار و اسبسوارى ماهر مىشدند ، و منظور كلى و نهايى از اين تعليمات ، تربيت جنگى بود درنتيجهء اين روش تربيتى ، سواران ايرانى چابك و استاد مىشدند و كارهاى سخت بر روى اسب ، چه در جنگ و چه در شكار انجام مىدادند . » « 2 »
. . . شاهنشاهان ساسانى ، آموزشگاههاى خاصى براى اطفال بزرگان و درباريان داير مىكردند و شخصا به امور اين آموزشگاهها ، رسيدگى و نظارت مىكردند .
« شاگردان آموزشگاه دربارى ، وقتى تيراندازى را ياد مىگرفتند ، در ملازمت شاه به شكار مىرفتند تا در ضمن تفريح ، نيرومند و فداكار و دلير و باانضباط شوند و جنگ - آزمايى و سلحشورى بياموزند . در جنگهاى هفتصد سالهء بين ايران و روم ( در عهد اشكانيان و ساسانيان ) نخبهء سپاه ايران ، سوارهنظام بود كه شجاعت و مهارت و تيراندازى آنان و
هامش
( 1 ) - ر . ك : پورداوود ، بررسيها ، سال 2 ، شماره 1 . ص 37 .
( 2 ) - ر . ك : ا . بيژن ، چشمانداز تربيت در ايران قبل از اسلام . ص 44 .