تبديل كلى پديد نيامد ، پس از استقرار حكومت پهلوى با روشى مستبدانه در وضع لباس و پوشاك مردان و زنان ايرانى تغييرات كلى حاصل شد ، و قبا ، ردا و سردارى و لباده و ديگر لباسهاى بلند با مداخله دولت و مامورين شهربانى تبديل به كت و شلوار شد .
دختر ايلاتى ورامين در سال 1885 ميلادى
انواع و اقسام كلاه
كلاه و ارزش تشريفاتى و اجتماعى آن
تا قبل از نفوذ تمدن غرب در ايران ، اگر كسى در محضر بزرگان يا طبقات ممتاز و شخصيتهاى مذهبى و اجتماعى ، بدون كلاه وارد مىشد ، يا در مقابل آنان كلاه را از سر خود برمىداشت ، مردم و افكار عمومى ، عمل او را حمل بر بىادبى مىكردند .
علاوهبراين ، عامهء خلق معتقد بودند كه نداشتن كلاه ، مخصوصا در زمستان موجب سرماخوردگى مىشود و بر خلاف مردم امروز جهان كه براى مبارزه با سرماخوردگى ، پاى خود را مىپوشانند ، نياكان ما مخصوصا در زمستان ، گرم نگاهداشتن و پوشانيدن سر را واجب مىشمردند .
به حكايت منابع تاريخى « كلاه از سر افكندن » يا « كلاه به هوا انداختن » نشانه و دليل نشاط و شادمانى بود .
راوندى ، در راحة الصدور مىنويسد : « . . . سلطان محمد ماضى . . . چون مسجد جامع اصفهان نظام الملك را به سبب تعصب ، بر اصحاب شافعى مقرر داشت . . . قاضى القضاة صدر صدور جهان . . . در آن مسجد خطبه كرد و چون بشارت بدان حضرت رسيد كه نماز كردند ، كلاه برانداخت و نشاط كرد . »
از آثار ادبى نيز اين معنى استنباط مىشود ؛ چنان كه ظهير فاريابى مىگويد :
جهان ، كلاه ز شادى برافكند گر تو * به هفت قلعه افلاك سر فرود آرى
*
حبابوار براندازم از نشاط كلاه * اگر ز روى تو عكسى به جام ما افتد
حافظ