تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
سعدى مىگويد : كلاه گوشهء دهقان به آفتاب رسيد . در منابع مختلف ، بيشتر از كلاه مردان سخن رفته و از سرپوش و كلاه زنان كمتر ياد شده است ؛ به‌طوريكه از كتاب بهار عجم برمىآيد : نيم‌تاج ، كلاه زنانه‌يى است كه از ديبا بافند و به جواهر مرصع سازند و بر سر عروس گذارند . » « 1 » علاوه‌براين ، به‌طوريكه از آثار منظوم و منثور گذشتگان برمىآيد ، بافندگان در دوره بعد از اسلام ، پارچه‌يى به نام شعر بر وزن ( قعر ) مىبافتند كه چون جنس آن از موى شتر و گوسفند و جز اينها بوده ، به نام « شعر » خوانده مىشد و ظاهرا بيشتر براى نقاب و روسرى و روپوش زنان به‌كار مىرفته است . فردوسى در داستان زال و رودابه مىگويد :
پريروى گفت و سپهبد شنود * ز سر شعر شبگون همى برگشود
كه در اينجا شعر به معنى نقاب و روسرى استعمال شده ؛ بايد دانست كه در بين بافندگان ، گروهى به كار شعربافى اشتغال داشتند . قاآنى گويد :
استاد شعرباف نيم در فنون نظم * استاد شعرباف و اديب و سخنورم
عمامه : كه نوعى سرپوش است ، مأخوذ از تازيان و پارچه‌يى است دراز و طولانى كه به دور سر مىپيچند ، آن را دستار و منديل نيز مىگويند و جنس آن : پشم ، پنبه ، كتان و جز اينهاست و گاه با عرقچين و زمانى بدون عرقچين بر سر مىبندند :
بر رسم عرب عمامه دربست * با او به شراب و رود بنشست « 2 »

موى سر

كيفيت و كميت مو ، از ديرباز در زيبايى دختران و پسران نقش مهمى داشته است : چنان كه زليخا ، آن معشوقه يوسف‌فريب ، در حالى كه « از فربهى و لطافت ، بدان جايگاه بود كه به دشوارى برپاى خاستى و به دشخوارى رفتى » ( از تفسير تربت جام ) و به قول جامى : « دو گيسويش دو هندوى رسن‌باز » بود ؛ و به قول صاحب حدائق الحقايق : « گيسوانى داشت كه چون برپاى خاستى با گوشهء مقنعه وى به زمين كشيدى . . . » در افسانه‌هاى ما روايتى هست كه گاه گيسوى بلند ، دستگير يار نيز شده است . فردوسى در عشقبازى زال و رودابه مىگويد ، كه وقتى زال در پاى ديوار كاخ رودابه آمد و دختر از بالكن خانه ، او را به خود خواند ، جوان كه به بلندى كنگره كاخ نگريست ، به فكر افتاد تا چگونه بالا برود ؟ ماهرو گفت :
يكى چارهء راه ديدار جوى * چه باشى تو بر باره و من به كوى
هامش
( 1 ) - قسمتى از مطالبى كه در پيرامون انواع و اقسام كلاه نوشتيم ، ماخوذ از رساله‌يى است كه شادروان بهروز روزبهان از منابع مختلف گردآورى كرده و قبل از انتشار ، از سر لطف و بزرگوارى در اختيار اينجانب گذارده بودند . ( 2 ) - نقل از مجله هنر و مردم ، شماره 157 ، ص 8 .