مىبستند و به جاى كت « اليچه » اى از ابريشم با راههاى قرمز روى زمينهء سفيد بر تن مىكردند و زير اليچه ، پيراهن قرمزى مىپوشيدند كه يقه بلندى داشت و تكمههاى آن در پهلو در طرف چپ گردن و بالاى شانهها قرار داشت ؛ كلاه آنها نمدى و تخممرغىشكل بود كه هنوز معمول است . . . » « 1 »
مادام ديولافوا ، در مورد خوراك و پوشاك لرها چنين مىنويسد : « . . . لرها بهتر از دزفوليها غذا مىخورند ، هر روز مستحفظ پير كپرها را مىبينم كه با تجمل و تشريفات پلو تهيه مىكند ، معمولا از قبيله ، تخممرغ ، مرغ و بره مىرسد . لباسشان همان لباس آخرين مد دزفولى است و پارچه تيرهرنگ بهكار مىبرند .
اين چادرنشينهاى ايرانى ، كلاه نمدى قهوهاى دارند و پيراهن كوتاهشان ، آستينهاى بلند دارد ، دو نيمتنه كه روى هم مىپوشند ، روى شلوارهاى گشاد آبى يا سبزرنگ مىافتد ، همه آنها يك روپوش بزرگ ندوخته دارند كه از پشم قهوهيى بافته شده و عبا نام دارد ؛ و آنها را در مقابل سرما و رطوبت حفظ مىكند ، اگر اين لباسهاى مشخص را از تنشان دربياوريم ، باز هم با دزفوليها اشتباه نمىشوند .
چقدر حالتشان متفاوت است ، رفتارى اشرافى و پرغرور دارند ، بدون غلو بايد گفت مردمانى بسيار شجاع هستند و در دزديدن گاو گوسفند مهارت دارند ولى درعينحال از قدرت حكومت مىترسند . . . » « 2 »
وصفى از لباس يكى از زنان بوشهر به قلم خانم ديولافوا
در حدود صد سال پيش ، خانم ديولافوا براى دومين بار وارد بوشهر مىشود ، وى در وصف لباس گلاب خانم يكى از زنان شيخ جابر چنين مىنويسد : « او عربى و فارسى را خوب مىداند و بر خلاف زنان ديگر شيخ به لباس خود توجه كامل كرده است ؛ و خود را به جواهرات اهدايى شوهر سخاوتمندش آراسته است ، به رسم زنان بغدادى پارچه ابريشمى سياهرنگى به سر پيچيده است و در زير آن شبكلاهى به سر دارد ، دو نيمتنه روى هم پوشيده است كه اولى مزين به نقوش طلايى و دومى از ابريشم سفيد و داراى نقش كشمير است ، از ميان اين دو نيمتنه جلوباز ، پيراهن نازكى با دگمههاى ياقوت ديده مىشود ، كه بلندى آن تا نوك پاست ولى در ميان شلوار پفكرده آبىرنگ پريدهاى مخفى شده است ، روى اين لباس درخشان ، عباى پشمى سياهى قرار دارد و با نخهاى رنگى گلدوزى شده است . كمربند ، گل سر ، النگوها و خلخالهايش همه پر از جواهرات قيمتى هستند و آرايش او را تكميل مىكنند .
هامش
( 1 ) - ماخوذ از مقالهء دكتر عيسى بهنام در مجله نقشونگار .
( 2 ) - سفرنامه مادام ديولافوا ، پيشين ، ص 110 .