فصل اول ورزش در ايران باستان
در ايران باستان ، به سلامت بدن و فعاليتهاى ورزشى توجه بسيار مىشد . در مذهب زرتشت كه مربوط به 600 سال قبل از ميلاد مسيح است ، براى توفيق در فعاليتهاى گوناگون اقتصادى و اجتماعى ، مردم را از تنبلى و تنآسايى برحذر داشته بودند .
در دين زرتشت ، ناخوشى منسوب به اهريمن است و به واسطهء او ، وارد تن و مايه اختلال مزاج مىشود ، ازاينرو وظيفه هر ايرانى بود كه بر ضد اهريمن ، كار و تلاش كند و تندرستى و سلامتى را در سايهء سعى و عمل پايدار سازد .
در اوستا ، از خداوند ، سلامتى و تندرستى و زورمندى خواسته شده ، چنان كه مثلا در يشتها آمده است : « بشود كه تو اى سروش مقدس زيبا ، به مركبهاى ما قوت و به بدنهاى ما صحت بخشى ، تا بتوانيم دشمنان خود را از دور كشف نمائيم و هماوردان را رانده ، دشمنان بدانديش كينتوز را به يك ضربت شكست دهيم . » « 1 »
در كتاب دينكرد ، ارتباط و وابستگى تن و روان ، به اين نحو تصريح گرديده است :
« چون ما داراى جسم و روح هستيم ، بايد قواى جسمانى و روحانى خود را حفظ و تقويت كنيم . اگر قواى روحانى ضعيف گردد ، قواى جسمانى نيز نقصان پذيرد و اگر قواى جسمانى مختل شود ، روح متأثر خواهد شد . پس بايد سعى كرد كه هردو ، قوى و سالم بماند . » « 2 »
بنابراين نياكان ما ، معتقد بودند كه عقل سالم در بدن سالم است و براى پرورش تن و تأمين سلامتى و ايجاد دلاورى و سلحشورى و جوانمردى ، انواع ورزش را به اطفال طبقات ممتاز مىآموختند .
در تاريخ آمده است كه چون فرورتيش از آشور شكست خورد ، پسرش هووخشتر براى جبران شكست ، چاره را در پرورش و تربيت سپاهيان چابكسوار مىبيند و بدين - منظور به اصلاح قشون و آموزش هرچه بيشتر سواركاران مىپردازد . هووخشتر « . . . كوشيد
هامش
( 1 ) - يشتها ، ج 1 ، ص 551 .
( 2 ) - رك : اخلاق ايرانيان باستان ، ص 76 .