تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
اغلب خلعت پادشاهان است . اسلحه نيز مورد علاقه عمومى است ، غير از ميرزاها و كسبه ، تقريبا هركس از شاه گرفته تا نوكر ، قمه‌اى در كمر دارد كه دسته يا غلاف آن با نقره يا مينا ترصيع شده است . » « 1 »

لباس زنان

لباسهاى زنان كه در حرمسرا مىپوشند ، با آنچه كه در كوچه و خيابان به تن دارند ، سخت متفاوت است ، زيرا لباس كوچه و بازار را چنان تهيه مىكنند كه همهء قسمتهاى بدن را بپوشاند ، ولى در خانه ، زن ، معمولا سر خود را با پارچه شالى مىپوشاند كه گوشه‌هاى آن از پشت آويزان است . پيراهن عبارت است از پارچه‌اى نازك و ابريشمين كه گلدوزى شده است ، با حاشيه طلايى ، از زير اين لباس به خوبى پستانها نمايان است و چون فقط تا ناف مىرسد ، شكم كاملا برهنه است ، شكم‌بند كوتاهى از شال به تن چسبيده و جلو آن باز است و تا تهيگاه مىرسد ، كليجه‌اى كه به كليجه مردان شبيه است ، پوشش بالاتنه را تكميل مىكند . زن ايرانى به جاى دامن ، معمولا چند زيرشلوارى مىپوشد كه به « زيرجامه » موسوم است ؛ در سطور بعد ، دكتر پولاك ضمن توصيف خصوصيات لباس زنان ، از اسراف و تبذير زنان ايرانى در مصرف پارچه و اعتراض شديد شوهران به اين وضع مطالبى مىنويسد . هرگاه زنى به كوچه برود ، يا به معيت نوكرها سوار بر اسب از شارع عام بگذرد ، چادرى به رنگ آبى نيلى بر سر مىكند ؛ و در مقابل چهره ، روبنده آويخته است . قسمتى از روبنده ، سوراخهايى دارد كه از آنها مىتوان بيرون را ديد . اين لباسها مخصوصا در تابستان براى خانمها ناراحت‌كننده و موجب گرمازدگى مىشود . مردها هنگام گفتگو با زنها بايد اخلاقا به پائين نگاه كنند ، زنها از حجاب و پوشش كاملى كه دارند ، گاه استفاده مىكنند و به هر جايى كه ميل دارند براى گردش مىروند ، بدون اينكه كسى آنها را بشناسد . دكتر پولاك مىگويد : گاه خانمهاى اعيان با چادر زنهاى طبقه سوم براى معاينه نزد من مىآمدند ، كه من با ديدن دستبند قيمتى آنان به موقعيت اجتماعى آنها پى مىبردم - زن ايرانى به انواع زيورآلات پايبند است و راه رفتن و اندام زنان ايرانى ، جالب و دل‌رباست ؛ گذاشتن حلقه بينى ، فقط بين طوايف تاتار و افغانها معمول است . « كلاه يا پوشش سر از مهمترين قسمتهاى لباس به‌شمار مىرود و قبايل مختلف ، سكنهء شهرهاى گوناگون و همچنين اصناف به وسيلهء طرز پوشش سر از يكديگر متمايز مىشوند ؛ در روزگار قديم ، عمامه پوشش عمومى سر مردم بود ، طرز تا زدن ، بزرگى ، شكل ، رنگ ، قلهء تيز يا پخ آن ، ساكنان ممالك و نواحى مختلف را از هم متمايز مىكرد . فعلا فقط بعضى از
هامش
( 1 ) - همان كتاب ، ص 112 به بعد .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 116 | مرتضى راوندى