تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 573

مساهمون:

ص٥٧٣
خرگاه آنان چند فرسنگ را اشغال مىكرد . پس از زيارت قم ، پادشاه و ملتزمان او عازم مشهد شدند ، مخارج اين زيارت به اندازه‌اى سنگين بود كه به قول كروسينسكى « نه فقط خزانه را كاملا خالى كرد بلكه ايالاتى را كه شاه از آنها مىگذشت خراب نمود . نصف مخارج اين سفر براى لشكركشى عليه ياغيان افغانى و قندهارى كفايت مىكرد . » شاه و ملتزمان او قريب يكسال در مشهد ماندند . از همين اقدام سفيهانهء « سلطان حسين » در طليعهء قرن هيجدهم يعنى در عصرى كه اروپا به سرعت در راه ترقى و كمال پيش مىرفت ، مىتوان به آشفتگى اوضاع سياسى و اجتماعى ايران و خيانت و فساد شاه و اطرافيان بىحيثيت او پى برد .

زيارت اهل قبور

سرهنگ دروويل كه در عهد فتحعليشاه به ايران آمده است مىنويسد : « . . . زنان ايرانى هر هفته بعد از ظهر پنجشنبه سر قبر پدر و مادر يا شوهر فقيد خود رفته و بر سر آن اشك مىريزند . محرك اصلى اين كار پيروى از عادات ديرينه است . گريهء زنان بر سر قبر شوهران ، غالبا توأم با فرياد و فغان و ادا و اصول خاصى است . اين مراسم بعد از ظهر تا شب هنگام طول مىكشد . برخى از زنان بر سر و صورت خود سيلى زده و گريبان چاك مىدهند تا دلبستگى شديد خود را نسبت به شوهر فقيد خود نشان داده باشند . در اين روز قريب پانصد ششصد نفر از زنان بر سر مزار عزيزان گرد آمده فرياد و فغان به راه مىاندازند و بر سر قبور گل ريخته و آب مىپاشند . البته ديدن چنين منظره‌اى براى اروپاييان بسيار شگفت‌آور است . اما شگفت‌آورتر از آن ديدن منظرهء بازگشت همين زنان از گورستان به شهر است ، چه آنها مانند كسانى كه در جشن و سرور شركت داشته‌اند ، شاد و شنگول ، خندان و شوخىكنان به منازل خود باز مىگردند . . . گاهى مردان نيز بر سر قبر زنان خود مىروند . . . بدون آنكه چون زنان تظاهر كنند . . . « 1 » » نه تنها زيارت تربت بزرگان دين بلكه شركت در تعزيه ، در ايام محرم قطع نظر از جنبه‌هاى مذهبى براى مردم كه هيچ نوعى وسيلهء تفريحى نداشتند نوعى سرگرمى بود . مخبر السلطنه هدايت در كتاب خاطرات و خطرات ، مراسم تعزيه را در دروازهء دولت چنين مىنويسد : در زمان ناصر الدين شاه « در تكيهء دولت تعزيه‌دارى مفصل مىشد وزراء و امراء تأسّى مىكردند و از براى مردم هم فال بود هم تماشا . . . در مقدمه روضه خوانده مىشد سپس شبيه درمىآوردند . . . در لباس و ملزومات تجمل بسيار به كار مىبردند ، شبها تكيه چراغان بود . انعامها
هامش
( 1 ) . سفرنامهء دروويل ، ص 137 .