تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 498

مساهمون:

ص٤٩٨
كاسترو مىنويسد : « . . . ده سال پيش سناتورى آرژانتينى اعلام كرد كه سى هزار كودك بوئنوس آيرس به علت بىغذايى ياراى رفتن به مدرسه را ندارند . « 1 » » در جاى ديگر مىنويسد : « مادران فقير كه به علت تغذيهء ناقص ، قدرت ندارند نوزادشان را شير بدهند ، ناچار آنها را با فرنى ذرت و لوبيا سير مىكنند ، و در نتيجه پس از مدتى لكه‌هاى وحشتناك « پلاگراژ » ، روى بدن كودكان ظاهر مىگردد . . . « 2 » » كاسترو دربارهء هند مىنويسد : « در سال 1942 و 1943 گرسنگى حاد باز با چنان شدتى به بيدادگرى برخاست كه در كلكته گرسنه‌ها مانند مگس مىمردند ، و جمع‌آورى اجساد ، خود كارى سنگين و خردكننده بود . . . « 3 » » گرسنگى نه تنها نيروى جسمى و مادى آدمى را تحليل مىبرد بلكه انسان گرسنه « عقل » و فكر صحيحى ندارد . شايد يك علت اساسى رواج انديشه‌هاى خرافى در ممالك منحط و كم‌رشد كمبود مواد غذايى و نرسيدن مواد لازم به كارخانهء بدن مردم باشد . چنان كه در آفريقاى جنوبى به گفتهء كاسترو « . . . از 11 هزار نفر شاگرد آموزشگاهها ، 84 درصد آنان در شبانروز فقط يك بار خوراك مىخورند . . . « 4 » » طبيعى است چنين محصلى نمىتواند به خوبى بياموزد و از فكر و عقل معتدل و سالم برخوردار باشد . نويسنده در پايان كتاب پرارج خود به قدرتهاى بزرگ جهان اندرز مىدهد ، كه براى حفظ ثبات و امنيت جهانى ، به جاى مسابقهء تسليحاتى ، به جاى تسخير فضا ، و بالاخره به جاى قشون‌كشى و مداخلات نارواى سياسى در اقطار جهان به تسخير شكمهاى گرسنه و به احياى اقتصادى جهان ، براساس منافع توده‌ها برخيزند . به نظر كاسترو « بدون بالا بردن سطح زندگى سكنهء فقير جهان ، كه دو سوم جامعهء بشرى را تشكيل مىدهند ، غيرممكن است بتوان تمدنى را كه فقط يك سوم ديگر ، از آن برخوردارند حفظ كرد . . . « 5 » » دكتر باستانى پاريزى در سال 1323 براى ادامهء تحصيلات متوسطه از پاريز به كرمان رفت .

توشهء سفر او

آن سال از سالهاى تنگ جنگ بود و قحط و بيمارى جان مردم را به لب رسانده بود . همراه من در اين فاصلهء 45 فرسنگى يك خورجين آكنده از خشكنان و خيكچه‌اى پنير و كمى كشك و ظرفى روغن و مقدارى « قورمه » و ماست آب‌رفته بود كه آذوقهء نيمى از سال تحصيلى مرا مىبايست تأمين كند . . . « 6 » »
هامش
( 1 ) . همان كتاب ، ص 140 . ( 2 ) . همان كتاب ، ص 148 . ( 3 ) . همان كتاب ، ص 239 . ( 4 ) . همان كتاب ، ص 296 . ( 5 ) . همان كتاب ، ص 346 . ( 6 ) . پيغمبر دزدان محيط اجتماعى و آثار او ، مقدمه و توضيحات از دكتر باستانى پاريزى ، ص 9 .