وضع تغذيه در جهان سوم
ژوزوئه دوكاسترو ( رئيس سابق سازمان خواربار و كشاورزى ملل متحد ) در كتاب پرارجى كه تحت عنوان انسان گرسنه منتشر كرده است . اطلاعات گرانقدرى در زمينهء تغذيه در اختيار جهانيان گذاشته است ، به نظر او هنوز سه چهارم جمعيّت كرهء زمين گرسنهاند ، وى مىنويسد : « . . . در چين در تمام طول قرن نوزدهم در حدود صد ميليون نفر به خاطر يك مشت برنج از گرسنگى جان سپردند و يا در هند در طى سى سال آخر قرن گذشته به همين علت جان بيست ميليون موجود انسانى فدا شد . . . « 1 » »
كاسترو مىنويسد : « با تمام پيشرفتهاى علمى و صنعتى ، هنوز بشر . . . در مبارزه براى تأمين معاش خويش به پيروزى قطعى نرسيده است . « 2 » »
به نظر كاسترو آثار و نتايج گرسنگى ممتد و دامنهدار از طاعون و و با خطرناكتر است . زيانهاى طاعون معمولا در يك فرصت جبران مىشود ، در حالى كه به دنبال قحطىهاى بزرگ ، آنها كه جان بدر مىبرند تا پايان عمر ، از لحاظ جسمى در نوعى حالت انحطاط زيست مىكنند .
بعضى از زمامداران دنياى سرمايهدارى و تئوريسينهاى وابسته به آنها براى آنكه بىعدالتىهاى اجتماعى و جنگهاى امپرياليستى را توجيه كنند به فرضيهء مالتوس متوسل مىشوند و مىگويند : چون طبق فرضيهء مالتوس جمعيت جهان با تناسب هندسى و خوراك آدميزاد با تناسب عددى فزونى مىگيرد ، قحطى و بدبختيهاى متناوبى كه گهگاه به كشورهاى پرجمعيت و منحط آسيايى و آمريكاى جنوبى و آفريقايى رو مىآورد مولود جمعيت روزافزون جهان است . غافل از اينكه گرسنگى امرى طبيعى و جبرانناپذير نيست ، و در نتيجهء كار و استفاده از امكانات موجود ، مىتوان به نحوى رضايتبخش به بدبختيها ، قحطيها و گرسنگيهاى مزمن كنونى پايان بخشيد .
كاسترو مىنويسد : « در حقيقت بشر كنونى فقط از يك هشتم امكانهاى طبيعى زمين استفاده مىكند . » به نظر او : « در سراسر خاور دور ، تعداد افرادى كه دچار كمبود غذائى هستند بيش از نود درصد مجموع سكنهء آنجاست ، در آمريكاى جنوبى بيش از دو سوم جمعيّت يعنى 900 ميليون نفر را افرادى تشكيل مىدهند كه نه غذا دارند و نه لباس و نه منزل . . . در انگلستان پيش از آغاز جنگ دوم جهانى قريب نيمى از سكنه دچار عواقب پرزيان كمبود مواد غذايى بودند . . . « 3 » »
هامش
( 1 ) . ژوزئه دوكاسترو : انسان گرسنه ، ترجمهء منير جزنى ، ص 31 .
( 2 ) . همان كتاب ، ص 26 .
( 3 ) . همان كتاب ص 50 .