و از اين رقم هم تجاوز كرده است . به طور كلى كشورهاى اروپا و آمريكاى شمالى با كميت و كيفيت غذايى مناسبى زندگى مىكنند در حالى كه ممالك آسيايى و افريقايى در وضع نامساعدى به زندگى خود ادامه مىدهند . مصرف غذايى سرانهء روزانهء فيليپين از 1800 كالرى بالا نرفته ، مصرف روزانهء هر فرد هندى در سال 1964 از 1940 كالرى نگذشت . كمترين سهميهء كالرى غذائى جهان را در خاور دور بويژه در آسياى جنوب شرقى بايد جستجو كرد .
شك نيست كه درآمد ملى با مصرف مواد غذايى رابطهاى ناگسستنى دارد ، علاوه بر اين ممالك صنعتى نظير آلمان ، بلژيك و ممالك متحده كه جمعيّت كشاورز خود را به كمتر از ده درصد كاهش دادهاند ، از حداكثر سهميّهء كالرى جهانى برخوردارند ، در حالى كه مناطقى كه جمعيّت كشاورزان آن بيش از 60 درصد جمعيت فعال را دربر مىگيرد توانائى توزيع بيش از 2250 كارى را به جمعيّت خود ندارند . « 1 »
احتياج به غذا
چنان كه گفتيم در ميان احتياجات گوناگونى كه انسان دارد ، احتياج به غذا در درجهء اول قرار گرفته است . محقّقان و صاحبنظران با پژوهشهاى گوناگون دريافتهاند كه « . . . غريزهء حفظ و بقاى زندگى ، همهء احتياجات ديگر را تحت الشعاع قرار مىدهد ، مثلا زندانيان متفقين در ژاپن به اصول اخلاقى بسيار كمتوجه مىكردند و به علت گرسنگى غالبا به وسايل نامشروع و حتى به قيمت جان زندانيان ديگر ، براى خود غذا به دست مىآوردند . پس از جنگ كه مطالعهاى دربارهء گرسنگى در دانشگاه مينسوتا بر روى 36 جوان داوطلب به عمل آمد ، مشاهده شد كه طول مدت گرسنگى ، تغييرات فراوانى در شخصيت آنان پديد آورده است ، مثلا به تدريج ناتوانى در تمركز حواس ، خستگى زودرس ، ترجيح بيحركتى به فعاليت ، كاهش و از بين رفتن تمايل جنسى ، بىعلاقگى به معشوق ، فقدان خوشطبعى ، احساس اندوه ، كاهش تمايل به
هامش
( 1 ) . همان كتاب ، صفحههاى 38 ، 42 ، 48 ، 61 .