فقر غذايى همگام با ضعف ارگانيسم و فقر فيزيولوژيكى نه تنها منجر به انهدام انسانهاى گرسنه مىشود ، بلكه ضعف بنيادهاى قومى و ملى را در پى دارد . در چنين جامعهاى انسان در برابر انگلها ، حشرات و امراض گوناگون ، مجالى براى فعاليتهاى اقتصادى در جهت تأمين مسكن و پوشاك نمىيابد ، چنين جامعهء غير مجهزّى با مرگومير فزون از حد كودكان و انهدام پيشرس انسانها مواجه مىگردد . . . « 1 » »
دانشمندان رشتهء فيزيولوژى در زمينهء نياز انسان به كالرى ، پژوهشهاى دامنهدارى كرده و به اين نتيجه رسيدهاند كه ميزان مصرف كالرى در شرايط مختلف يكسان نيست . چنان كه انسان « به حالت درازكش در دقيقه ، يك كالرى مصرف دارد ولى به حالت ايستاده 4 / 1 تا 4 / 2 و به وقت راه رفتن به سرعت ساعتى 5 / 6 كيلومتر ، 5 كالرى و به هنگام كار سخت و دشوار ده كالرى و به حالت دو ، بين 10 تا 15 كالرى در دقيقه مصرف مىكنند . اين ارقام برحسب وزن و قد افراد ، و شرايط جنسى آنها تغييرپذير است . در شرايط « بازال » يك انسان به سن 20 الى 30 ساله روزانه در متر مربع پوست 948 كالرى توليد مىكند ، در صورتى كه پسر 10 تا 12 ساله 1236 و زن 70 ساله توليدش را به 816 كالرى كاهش مىدهد . علاوه بر اين نياز انسان به كالرى در مناطق و آب و هواهاى مختلف نيز تغيير مىكند . جدول زير با توجه به مناطق گوناگون نياز به كالرى را نشان مىدهد :
به اين ترتيب عرض جغرافيايى برّى و بحرى بودن قارهها و درجهء حرارت ، در مصرف كالرى مؤثر است .
در ممالك پيشرفته سهميه غذاى روزانهء هر فرد به رقم 2900 تا سه هزار كالرى رسيده
هامش
( 1 ) . يد الله فريد : جغرافياى تغذيه ، ص 9 به بعد .