كردن اين نيازمنديها بين آدمى و حيوان تفاوتهايى مشهود است . حيوان وقتى گرسنه است ، هرجا كه غذا بيابد مىخورد ، و وقتى خشمگين مىشود ، به آنكه خشم او را برافروخته است حمله مىكند ، وقتى به جفت احتياج دارد ، بدون هيچ پروايى به دنبال او مىرود ؛ اما آدمى در رفع نيازمنديهاى خود به اين شيوهء مستقيم عمل نمىكند . در رفع نيازمنديها ، آدمى از راهى مىرود كه اجتماع و سنت و رسم و اخلاق به او آموخته است ، وقتى كه آدمى خشمگين مىشود ممكن است به جاى حملهء مستقيم به حريف خود ، از راه قانون به مخالفت او برخيزد و يا كينهء خود را به وسايل ظريفترى ابراز دارد . . . وقتى موادى كه بدن ما از آن ساخته شده است كاهش يابند ، نيازمند بدان مىشويم كه به ذخيرهء غذايى خود بيفزاييم و گرسنگى ، اعلام اين نيازمندى است . براى ادامهء حيات ناگزيريم ، از محركهاى دردناك بپرهيزيم ، براى ادامهء نوع خود و شايد براى نيل به خوشى بيشتر نيازمنديم همسرى انتخاب كنيم ، وقتى خستگى به ما روى مىآورد ناگزير بايد بياسائيم . اين دسته از نيازمنديها را نيازمنديهاى فيزيولوژيك مىخوانيم . . . وقتى نيازمنديهاى فيزيولوژيك ( ارگانيزم ) برآورده نشوند ، تحت فشار قرار مىگيريم . . . تعادل فيزيولوژيكى بدن بهم مىخورد ، آنگاه طبيعت ارگانيزم را در جهت برقرار كردن مجدد تعادل سوق مىدهد . . . هرچيز كه تعادل موجود زنده را به هم زند ، خود به خود جريانى براى برقرارى مجدد تعادل به وجود مىآورد . مثلا وقتى بافتههاى بدن آسيب مىبيند ، فورا گلبولهاى سفيد بدن عرق مىكند و خنك مىشود و بدين وسيله حرارت ثابت خود را حفظ مىكند . سائقههاى فيزيولوژيك نيز هدفشان همان برقرارى تعادل است ؛ مثلا وقتى تعادل بدن در اثر احتياج به مواد غذائى از دست مىرود ، سائقهء گرسنگى ارگانيزم را ناچار مىكند ، دنبال غذا برود و دوباره تعادل را برقرار سازد . . « 1 » »
تأثير نوع تغذيه و آب و هوا در خلقوخوى مردم
در ميان متفكرين و صاحبنظران شرق ابو نصر فارابى ( متولد به سال 257 هجرى ) قبل از ديگران به تأثير اقليم و نوع تغذيه در خلقوخوى آدميان توجه كرده است . وى در كتاب « آراء اهل المدينة الفاضله » مىنويسد : « . . . اختلاف آب و هوا سبب پيدايش اختلاف در انواع نباتات و حيوانات غيرناطق مىشود و در نتيجه اختلاف در انواع كشت و زرع ، اختلاف در نوع تغذيهء آدميان پديد مىآيد و همين عامل سبب اختلاف در خلقت و خلقوخوى طبيعى مردمان مىگردد . « 2 » »
هامش
( 1 ) . نرمان ، ل ، مان : اصول روانشناسى ، ترجمه محمود صناعى ، ص 83 .
( 2 ) . فارابى : آراء اهل المدينة الفاضله ، ص 39 و 40 ، به نقل از تاريخ فلاسفه در جهان اسلامى ، ترجمهء عبد المحمد آيتى ، ص 437 .