مهمترين آنها كلسيم است ، كه براى نمو و سلامتى استخوانها و دندانها ، تنظيم ضربان قلب ، كمك به بستن خون ، عمل هضم ، عمل ماهيچهها و اعمال ديگر بدن ضرورت دارد . فسفر نيز براى سلامت استخوانها و دندانها و براى بسيارى از وظايف ديگر بدن لازم است .
آهن و مس براى جلوگيرى از كمخونى ( آنمى ) لازمست و يد براى خوب كار كردن غدهء تيروئيد ضرورت دارد . آب مادهء اصلى همهء بافتها و سيالات بدنى است ، و نيز در بيرون بردن فضولات بدنى مددكار مىباشد . ويتامينها براى تأمين سلامتى در هر سنى ضرورت دارد ، كمبود يا فقدان مواد اساسى در خوراك روزانه منجر به بيماريهائى مىشود ، چنان كه فقدان ويتامين « ث » سبب اسكربوت و كمبود ويتامين « د » باعث راشيتيسم مىگردد .
ارزش غذا از لحاظ توليد انرژى و نيز انرژيى كه در فعاليت روزانه مصرف مىشود برحسب كالرى سنجيده مىشود ، در تنظيم برنامهء خوراك روزانه بايد ارزش غذاها از جهت انرژى ملحوظ شود .
اگر كالريهاى خوراك روزانه بيش از اندازه احتياج بدن باشد ، چاقى توليد مىشود .
نوع غذاها و نسبت تركيب آنها با يكديگر تا حدى با تغيير سن بايد تغيير كند .
متخصصين در تغذيه ، طرحهاى غذايى براى خوراك روزانه كافى ريختهاند ، كه از معروفترين آنها طرح « هفت غذاى اساسى » است ، زيرا مبتنى بر هفت دسته غذاهاى اساسى مىباشد ، كه عبارتند از سبزيهاى سبز يا زرد ، مركبات و گوجهفرنگى ، كلم خام و سبزيهاى سالاد ، سيبزمينى و ساير سبزيها و ميوهها ، شير و لبنيات ، گوشت ( از جمله مرغ و ماهى ) ، تخم مرغ ، بنشن ، گردو ، نان ، كره و مارگارين تقويت شده . متخصصين تغذيه توصيه مىكنند كه هر انسان در هر روز بايد از هر دسته از غذاهاى مذكور ، يكى را صرف كند . در بعضى از بيماريها ، و نيز براى تعديل چاقى يا لاغرى برنامهء خوراكى خاصى لازم است كه نوع و مقدار آن بسته به تشخيص پزشك است . بالاخره توانايى كار كردن و نيز لذت بردن از زندگى بستگى بسيار نزديكى با تغذيه صحيح دارد . « 1 » »
غذا و انسان
به نظر مان
( Munn )
انگيزههاى اولى و اصلى كه اعمال آدمى را باعث مىشوند همانهايى هستند كه حيوانات را نيز به حركت درمىآورند ؛ و همان اساس فيزيكى و شيميائى را دارا مىباشند ، ما با حيوانات ديگر در نيازمنديهايى از قبيل گرسنگى و تشنگى و نياز جنسى شريكيم ، اين نيازمنديها ما را نيز مانند آنان به تكاپو وامىدارد ، اما در روش سيراب
هامش
( 1 ) . مطالب سابق الذكر از دايرة المعارف لاروس فرانسه ، ص 250 و نيز دايرة المعارف فارسى ، ص 923 و ص 649 و چند كتاب ديگر استفاده شده است .