براى خود او و يا ديگر عزيزانش نيز پيش مىآيد ، چهرهء مرگ را بس هولناكتر و بيمآورتر مينماياند با اينكه ترس بسيار از مرگ ، هم زندگى را دردآلود و تلخ مىسازد و هم آمادگى براى فداكارى را در موارد لزوم ( مانند دفاع از ديانت ، ناموس و غيره ) رو به ضعف مىبرد . اما تدفين و به خاك سپردن اجساد در حقيقت ، سپردن مردگان بدست طبيعت است تا به آرامى و دور از چشم ديگران او را به عناصر طبيعى تبديل كنند و اين كار سالم را به گزارش قرآن مجيد انسان اوليه از « حيوان » فراگرفته زيرا ملاحظه كرده است كه او چيزى را در خاك پنهان مىكند :
فَبَعَثَ اللَّهُ غُراباً يَبْحَثُ فِي الْأَرْضِ لِيُرِيَهُ كَيْفَ يُوارِي سَوْأَةَ أَخِيهِ
( المائده / 31 ) مىفرمايد : خداوند كلاغى را كه در زمين مىكاويد با يكى از فرزندان آدم روبرو كرد تا به او نشان دهد پيكر برادر مقتولش را چگونه در خاك بپوشاند .
ثانيا ، با سوزاندن اجساد و به باد دادن خاكستر آنها ، البته نشانى از مردگان باقى نمىماند تا زندگان بوسيلهء ديدن قبور ايشان يادى از آنان كنند و قدرشناسى و حفظ عواطف روحى را نسبت به گذشتگان از ياد نبرند كه اين حالات اگر از ميان بشر محو گردد ، روح مادى و خشك و بىعاطفهاى جامعهء انسانى را فرامىگيرد كه در آنصورت « نه بر مرده ، بر زنده بايد گريست » !
تدفين اموات و ديدن قبور عزيزان ، عواطف بشر را حفظ و تقويت مىكند و چنان كه از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم آمده انسان را به ياد آخرت و مهيا شدن براى اعمال نيك مىافكند كه فرمود : ألا فزوروها فانها ترق القلب و تدمع العين و تذكر الاخره ( جامع الصغير سيوطى ، ج 2 ، ص 97 ) . يعنى ، « قبرها را ديدن كنيد كه دل را به رحم مىآورد و ديده را اشكبار مىكند ( عواطف انسانى را برمىانگيزد ) و آخرت را به ياد مىآورد » كه فلسفهء اصلى زيارت قبور در اسلام ، همين بوده نه پرستش قبر گذشتگان و طواف و قربانى و سجدهء بر آنان .
ثالثا كسى چه مىداند كه روح آدمى يا حيات طبيعى وى ، بتدريج از پيكر خود قطع علاقه مىكند يا ناگهان از او به كلى جدا مىشود ؟ كه اگر صورت نخستين درست باشد ، سوزاندن پيكر انسان پس از مرگ ظاهرى ، كارى طبيعى نيست و بهتر است كه آدمى خود را در مردن نيز از طبيعت و قوانين آن جدا نكند .
جز آنچه گفتيم شواهد ديگرى نيز هست كه بحث از آنها سخن را بدرازا مىكشاند و در مقام ديگر بايد به تفصيل آن پرداخت ضمنا گورستانها را از ايام قديم تاكنون معمولا در خارج از شهرها معين مىكردند تا جانب بهداشت نيز رعايت شده باشد لذا شبههء ابن وحشيه ( اگر در نقل قول از او ، كموكاستى پيش نيامده باشد ) منتفى است .
ناگفته نگذريم در روسيهء شوروى هم - كه به زعم بعضى روشنفكران از نظر بهداشتى تكامل رسيده است ! ؟ - اجساد مردگان را نمىسوزانند .