و از فرموده تخلف نورزند . . . « 1 » »
تشييع جنازهء محمد طاهر بيگ
پيترودولاواله ، كه خود ناظر تشييع جنازهء محمد طاهر بوده ، مىنويسد در جلو جنازه جماعتى حركت مىكنند و چند علم همراه دارند تعداد اين علمها برحسب اهميت اجتماعى متوفى فرق مىكند « بعد از حاملين علمها عدهاى حركت مىكنند كه دهنهء اسبهاى متوفى را در دست دارند و شمشير و تير و كمان و عمامه او بر پشت اين حيوانات قرار گرفته است و تمام افراد فاميل و همچنين كسانى كه دهنهء اسبها را به دست گرفتهاند از نيمه برهنه هستند به اين معنى كه پيراهن و تنپوش خود را باز كرده ، و از كمر به پايين انداختهاند و مستخدمينى كه خيلى به او علاقهمند بودهاند با بازوهاى زخمى و خونين به دنبال جنازه روانند . . . عدهاى از ملاها و روحانيان به معيّت دسته در حركتند و مرثيه مىخوانند ، منتهى شمع و چراغ در دست آنها نيست در پشت اين عده جنازه در تابوت رو بازى حمل مىشود و پس از آن اقوام نزديك متوفى با عمامههاى نيمهباز كه دنبالهء آنها به اين طرف و آن طرف آويزان است و تا روى شانه مىرسد حركت مىكنند . . . همه شيون و زارى مىكنند واى واى واى مىگويند ، امرا و صاحبمنصبان و خويشان دور و دوستان با صفوف منظم در حركتند ولى آنان لباسهاى معمولى و رنگارنگ خود را به تن دارند جماعت مشايعين نخست به كنار رودخانه يا محل ديگرى براى شستن ميّت مىروند و سپس با تشريفات مرده را به خاك مىسپارند ، رجال و مقربين شاه را بدون اجازه مخصوص او دفن نمىكنند . . . « 2 » »
مطالب يك وصيتنامه
از ديرباز افراد طبقات ممتاز كه داراى مال و منال بودند براى تحصيل ثواب وصيت مىكردند كه مرد صالحى بنام « وصى » ثلث اموال آنها را در امور خير نظير تأسيس مدرسه و بيمارستان و نظاير اينها به مصرف برساند ، اينك نمونهاى از اين وصيتنامهها :
كامل نصابان نقود گنجينهء آفرينش و سرمايهداران متاع سفينهء دانش و بينش كه به رهنمونى تعليم
هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلى تِجارَةٍ تُنْجِيكُمْ مِنْ عَذابٍ أَلِيمٍ
بر معاملات دارين پى بردهاند بر نفع و ضرر معاوضاتشان نيت وقوف تمام حاصل كرد . . . در روز رستاخيز كه محل ظهور رنج و خسران معاملات است به نقص
فَما رَبِحَتْ تِجارَتُهُمْ وَ ما كانُوا مُهْتَدِينَ
مغبون نباشند ، به غير از آنكه متاع انفس و اموال را در معرض بيع
إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ
هامش
( 1 ) . گنجينهء آثار تاريخى اصفهان ، پيشين ، ص 535 به بعد .
( 2 ) . سفرنامه پيترودلاواله ، پيشين ، ص 201 .