به آنحضرت ندارد مانند آنكه استاد مينوى هم با وجود مسلمانى ، تعدد زوجات را جايز نمىشمردند و البته سليقهء ايشان ربطى به سنت پيامبر اسلام ( ص ) ندارد ! . در مورد زرتشتيان نيز بايد بگويم تا آنجا كه تاريخ گواهى مىدهد آنها نه تنها به تعدد زوجات عقيده داشتند بلكه گاهى خواهران متعدد خود را به زنى مىگرفتند ! كتاب « ارداى و يرافنامه » يكى از بزرگان ايران را نام مىبرد كه هفت خواهرش در حبالهء نكاح او بودند ! كمبوجيه دو خواهر خود را به زنى گرفت ! اردشير با دو دخترش به نامهاى « آتسا » و « آمسترس » ازدواج كرد ! و ظاهرا حضرات به آموزشهاى كتب دينى خود عمل مىكردند زيرا در كتاب نهم از « دينكرد » آمده كه ازدواج خواهر و برادر ، ديوان را دور مىكند و گناهان كبيره را محو مىسازد !
خلاصه آنكه تعدد زوجات ، اختراع اسلام نبوده بلكه پيش از پيغمبر ما ( ص ) گاهى مردان ، به خود حق مىدادند به تعداد غيرمحدود همسر داشته باشند . اسلام آن را به چهار همسر محدود كرد و سپس قيد فرمود كه با كمترين ترسى از آنكه نتوانيد ميان چهار همسر عدالت كنيد بايد به يكى اكتفاء نماييد چنان كه نص قرآنست :
« فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَواحِدَةً »
( النساء / 3 ) . و عدالت اسلامى همچنان دقيق و حساس تعريف شده كه كمتر مردى مىتواند آن را ميان چند زن موبمو اجراء كند . بنابراين قانون تعدد زوجات ، يك قانون عمومى نيست و شامل همه كس نمىشود ! مخالفان تعدد زوجات در اروپا غالبا به يك زن رسمى بسنده مىكنند ، ولى با دهها زن نيز رابطهء نامشروع دارند و آنوقت به تعدد زوجات اسلامى با آنهمه شرايط سخت اعتراض مينمايند ! در ايران هم اغلب مخالفان تعدد زوجات با اختلاط زن و مرد كه نتيجهاش چنان كه در غرب و در ايران عصر پهلوى ديديم ، فساد جنسى است صددرصد و به صورت افراطى ، موافقند ! ولى بمحض آنكه سخن از تعدّد زوجات اسلامى مىرود چون با ديانت رابطه دارد بانگ و فرياد مخالفت برمىدارند ! . در توضيحات گذشته باندازهء كافى دربارهء تعدد زوجات سخن گفته و نشان داده شده كه تعدد زوجات گاهى مىتواند برخى از مشكلات اجتماعى را حل كند و در اينجا سخن را طولانى نمىكنم و خوانندگان محترم را به آن توضيحات ارجاع مىدهم . ضمنا يادآورد مىشوم كه پيشنهادات استاد مينوى براى رفع حجاب و استخدام پليس زن و امثال اين امور ، مدتهاست كه در دنياى غرب رواج دارد ، ولى متأسفانه تجربهء سودمندى از كار درنيامده و فساد تأسفبار غرب بويژه در روابط زن و مرد ، متفكران خودشان را به حيرت واداشته است . ما عقيده نداريم كه زنان مسلمان را از نعمت دانش و تربيت و ديگر امور مثبت بايد محروم كرد زيرا پيامبر ما ، جستجوى دانش را بر هر مرد و زن مسلمان ، فريضه شمرده است و همچنين عقيده نداريم حجاب اسلامى بدون تربيت صحيح مىتواند فساد را براندازد ( هرچند فساد را تقليل مىدهد ) ، ولى مىگوييم روا نيست كه زنان ما ، نمونه و الگوى خود را مثلا زنان