تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 296

مساهمون:

ص٢٩٦
نصوص قرآن و دلائل تاريخى و عقلى را در نظر بگيرند هر رطب و يابسى را به اسلام نسبت مىدهند و به نتيجه‌گيريهاى غلط روى مىآورند ! .

ص 252 ، س 1 :

. . . به صيغهء نكاح يا متعه به شوهر اول حلال شود . آنچه در اينجا از سهيل كاشانى دربارهء طلاق آمده از جهاتى نادرست و مغلوط است ! و از جهاتى ديگر ناتمام و ناقص مىباشد و معرف طلاق اسلامى نيست : اولا ، طلاق از نظر اسلام امرى پسنديده شمرده نمىشود و حتى المقدور از اجراى آن بايد خوددارى ورزيد مگر آنكه زندگى زناشويى غيرقابل تحمل باشد ، لذا در قرآن كريم در رابطه با اختلاف زن و شوهر آمده است كه :
« الصُّلْحُ خَيْرٌ »
( النساء / 128 ) . يعنى : « آشتى طرفين بهتر از جدايى آن دو است » . و در حديث نبوى نيز مىخوانيم : « إنّ من أبغض الحلال إلى اللّه تعالى الطّلاق ( الجامع لأحكام القرآن ، قرطبى ، ج 18 ، ص 149 ) » . يعنى : « يكى از چيزهايى كه حلال شده ولى نزد خداى تعالى ناپسند شمرده مىشود طلاق است » به همين جهت اسلام براى بهم نخوردن روابط زن و شوهر و كانون خانواده ، راههاى مفيدى پيش آورده است ، مثل آنكه دستور داده اگر زن و شوهر اختلاف پيدا كردند فردى را از خانوادهء مرد و فرد ديگرى را از خانوادهء زن بعنوان « حكمين » مقرر دارند تا آن دو تن ، ميان ايشان قضاوت و رفع اختلاف كنند نه آنكه فورا كار را به طلاق بكشند ! چنان كه در قرآن كريم مىفرمايد :
« وَ إِنْ خِفْتُمْ شِقاقَ بَيْنِهِما فَابْعَثُوا حَكَماً مِنْ أَهْلِهِ وَ حَكَماً مِنْ أَهْلِها إِنْ يُرِيدا إِصْلاحاً يُوَفِّقِ اللَّهُ بَيْنَهُما
( النساء / 35 ) . يعنى : « اگر از ناسازگارى ميان زن و شوهر بيم پيدا كرديد در آنصورت ، داورى از خانوادهء مرد و داورى ، از خانوادهء زن بفرستيد كه اگر بخواهند اصلاح كنند خدا ميان آن دو موافقت پيش مىآورد » . پس از اين مرحله چنانچه باز هم سازش ميسر نشد و تصميم به جدايى گرفتند و شوهر صيغهء طلاق را جارى كرد ، همسر وى بايد مدتى را كه بعنوان « عدّة » اجازه ندارد شوهر كند ، در خانهء همان مرد بسر برد و مرد نيز حق ندارد او را از خانه بيرون راند چنان كه در قرآن كريم مىخوانيم :
« إِذا طَلَّقْتُمُ النِّساءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَ أَحْصُوا الْعِدَّةَ وَ اتَّقُوا اللَّهَ رَبَّكُمْ لا تُخْرِجُوهُنَّ مِنْ بُيُوتِهِنَّ وَ لا يَخْرُجْنَ »
( الطلاق / 1 ) . يعنى ، « چون زنان را طلاق داديد ، آنانرا بهنگام آماده شدن براى عده طلاق دهيد ( هنگامى كه از حيض پاك شدند ) و حساب عده را نگاهداريد و از نافرمانى خداوندتان بپرهيزيد و زنان را از خانه‌هايى كه در آنها سكونت داشتند بيرون نرانيد و خود ايشان نيز در اين مدت خانه‌ها را ترك نكنند » . سپس به حكمت اين موضوع اشاره مىفرمايد كه :
« لَعَلَّ اللَّهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذلِكَ أَمْراً » .
يعنى ، « شايد خداوند پس از طلاق ، پيوندى دوباره پديد آورد » ، چرا كه اگر سه ماه زنى در خانهء مردى بماند و با او در كار منزل