همكارى كند چه بسا كينههاى گذشته بر طرف شده تصميم به زندگى دوباره بگيرند .
اينجاست كه مىبينيم اسلام كار را آسان گرفته و عقد مجدد و تشريفات زائد را لازم ندانسته است بطوريكه با لفظ كوتاهى مىتوان به همسرى كه از او جدا شدهايم و در حال « عدّه » بسر مىبرد ، بازگشت . و اين كار نياز به سنگ پرتاب كردن ! كه جناب سهيل كاشانى نوشته ندارد ! .
ضمنا عدّهء زن مطلّقه نيز چنان كه سهيل آورده « چهار ماه و پانزده روز » نيست بلكه بنص قرآن باندازهء 3 مرتبه حائض شدن ( يا پاك شدن از حيض ) مىباشد كه حدود 3 ماه مىشود چنان كه مىفرمايد :
« وَ الْمُطَلَّقاتُ يَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ ثَلاثَةَ قُرُوءٍ »
( البقره / 228 ) . آرى عدهء زنى كه همسرش وفات يافته بيشتر است اما نه چهار ماه و 15 روز بلكه چهار ماه و ده روز است همانطور كه در قرآن كريم مىخوانيم :
« وَ الَّذِينَ يُتَوَفَّوْنَ مِنْكُمْ وَ يَذَرُونَ أَزْواجاً يَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَ عَشْراً »
( البقرة / 234 ) .
از سوى ديگر آنچه سهيل آورده كه « در هر صورت طلاق به اختيار مرد است » ! اين نيز مطلقا و به شكل كلى صحيح نيست و در مواردى زن مىتواند به حاكم شرع رجوع نموده و بخواهد كه از همسرش جدا شود و حاكم شرع نيز چه مرد بخواهد يا نخواهد به اين كار اقدام مىكند مانند زمانى كه شوهر در ايجاد روابط جنسى كاملا ناتوان است يا حاضر نيست حقوق همسرش را اداء كند يا بدون دليل به همسر خود تهمت زناكارى بزند كه به « لعان » و جدايى آن دو منجر مىشود . يا شوهر مفقود الأثر شود يا همسرش از او متنفر شده و حاضر باشد از مهريهء خود صرف نظر كند و طلاق بگيرد كه در صورت اخير بعقيدهء عدهاى از فقهاء مانند شيخ طوسى و ابن زهره و ابى الصباح و ابن البراج اگر بيم آن مىرود كه زن ، حقوق شوهر را ناديده گيرد ، شوهر مكلف به طلاق زن خواهد بود ( به كتاب « جواهر » باب خلع رجوع شود ) . و اين نوع طلاق را « طلاق خلع » گويند . پس چنين نيست كه راه طلاق مطلقا بر زن بسته باشد و مرد به هر صورت كه مىخواهد بتواند با او رفتار كند ! ، اين نسبتها ، اثر بىاطلاعى ما از فقه عظيم و پرقيمت اسلامى است و حقا كه :
اسلام بذات خود ندارد عيبى * هر عيب كه هست در مسلمانى ماست !
اما داستان « محلّل » همچنان نيست كه جناب سهيل كاشانى نوشتهاند ! زيرا باتفاق فقهاى شيعه و سنى نمىتوان زنى را كه سه طلاقه شده « متعه » كرد ! تا براى ازدواج مجدد با شوهر پيشين آماده شود ! . بلكه زن بطور طبيعى بايد با كسى ازدواج كند ( نكاح دائم ) و اگر اتفاقا با شوهر تازه نيز سازگارى نداشته و كارش به طلاق انجاميد با توجه به تجربهاى كه آموخته است مىتواند به شوهر نخستين بازگردد و بقول قرآن مجيد : « اگر گمان دارند كه اين بار ، مىتوانند حدود إلهى را برپا دارند » ،
« إِنْ ظَنَّا أَنْ يُقِيما حُدُودَ اللَّهِ »
( البقره / 230 ) . اما موضوع