تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨
جهت او قائل نبودند جز اينكه به مردان لذت بدهد و خيال مىكردند كه زن هرگاه در چادر و در خانه محبوس باشد لذت بردن از او منحصر به شوهر او خواهد ماند و به اصطلاح « بيوفايى » نخواهد كرد ، اسم اين عادت و اين رفتار را حفظ عفت زنان مىگذاشتند و حال آنكه چادر اگر ممدّ بىعفتى نباشد مانع از آن هم نيست و زنى كه بخواهد « بيوفايى » كند و فاسق بگيرد از در قفل كرده نمىترسد . . . مردها دل خود را به اين خوش مىكردند كه با چادر و با خانهء دربسته زن خود را از سوء نيّت مردان ديگر مصون مىدارند ، ولى هرگز به فكر اين نمىافتادند كه با تربيت زنان و ايجاد علاقه فيما بين و انداختن عشق و محبّت در دل ايشان خصلت زن را چنان متين و محكم كنند كه هرگز به مرد ديگرى اعتنا نكند و به راه كج نرود اين شيوهء ناپسند دو تأثير بد داشت يكى آنكه تخم عدم اعتماد و بدگمانى بين زن و مرد كاشته مىشد . . . ديگر آنكه زنان ما چون از بچگى تحت قيد اسارت و يوغ بندگى بار آمده بودند و از حيات چيزى غير از اين نمىدانستند حتى به اندازهء يك دختر هفت سالهء انگليسى و فرانسوى هم به آنچه بيرون از خانه‌شان مىگذشت وقوف يا علاقه نداشتند . مرد خداى زن بود ، كليهء زنان بايست مطيع مردان باشند ، هر مردى به مجردى كه ظن بىعفتى به زوجهء خود مىبرد مىتوانست او را بكشد ، ازدواج به يك « صيغهء طلقت » باطل مىشد . . . مرد علاوه بر عدهء معين زنان عقدى و عدهء نامحدود زنان صيغه‌اش با هر زنى هم كه به عنوان كنيزى خريده بود يا به او بخشيده بودند ، هر معامله‌اى كه مىخواست مىتوانست بكند و بنابراين زن در نظر مردان حرمتى نداشت . ما مىخواهيم كه كليهء اين عيوب مرتفع شود ، و علاوه بر رفع حجاب ، تعدد زوجات بالمرّه ممنوع شود ، تعليم عمومى اجبارى براى پسران و دختران مقرر شود ، دختران و پسران در مدرسه باهم بار بيايند ، تا ذوقهاى كج و طبايع منحرف در ايران به اين زيادى نباشد ، وسايل تعليم و تربيت و كارآموزى براى زنان سالخورده فراهم شود مزد و مواجب زنان و مردان براى شغل واحد و متشابه متساوى باشد پليس‌هاى زن در مملكت وجود داشته باشد به نسوان حق رأى دادن ، انتخاب شدن به وكالت مجلس و عضويت انجمن بلدى و وزارت و سفارت داده شود . . . . مثل اين است كه حتى در اين زمان هم عقيدهء جمعى بر آنست كه نسوان جز برانگيختن شهوت مردان خاصيتى و موجب خلقتى ندارند ، به ايشان بايد گفت : « چرا مردان خاطر خود را پاك و مصفى نمىكنند تا در وجود زن يك آدميزاد و يك شريك زندگى و يك همكار و همقدم ببينند و بس . . . و واجب‌ترين تكليف ما اين است كه برسيم و ببينيم ايران را چه چيزى اين همه عقب نگاه داشته ؟ چه شد كه مملكت ما از آن مقام بلند خود تنزل كرد ؟ . . . به چه نحو مىتوانيم هزار سال عقب‌ماندگى را در عرض چند سال جبران كنيم ؟ . . . اگر علماى شرع
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 258 | مرتضى راوندى