ساخت خارج ، در ايران نيز به ندرت توپهايى مىريختند ، و چون حمل توپهاى سنگين دشوار بود ، توپها را در قطعات مختلف مىريختند و روى قاطر حمل مىكردند . توپهاى كوچك را بر پشت شتر حمل مىكردند . سوارنظام پشت سر پيادهنظام حركت مىكرد ، حركت سپاهيان با صداى طبل و سرنا همراهى مىشد . سيورسات سپاه بسيار ساده بود و تشكيل مىشد از نان و پنير و برنج و كمى ميوهء خشك گاهى گوشت - و بنهء سياه بر پشت قاطر حمل مىشد ، در اردوگاه بىنظمى وجود داشت و اكثر سياحان خارجى از فقدان نظم و حساب در محيط اردوگاه سخن گفتهاند . در جنگها به تاكتيك و آرايش جنگى توجه نمىكردند دو طرف به جان هم مىافتادند ، هر طرف مقاومت مىكرد پيروز مىشد . خبر مرگ سران سپاه ، غالبا موجب آشفتگى قشون مىگرديد . در موقع سربازگيرى به آشنايى داوطلبان به فنون جنگى توجه نمىشد و آزمايشى به عمل نمىآمد . هركس پول بيشترى مىپرداخت ، يا وعدهء غارت بيشترى را مىداد ، سربازان بيشترى را در اختيار مىگرفت . تطميع كردن و با پول خريدن سربازان دشمن معمول بود . تجاوز به مال و جان مردم عادى غالبا از طرف سران سپاه صورت مىگرفت . به علت خرابى راهها و نبودن آذوقه و علف و عليق ، حتى الامكان جنگهاى اساسى را به بهار و تابستان موكول مىكردند .
يكى از وسايل از پا درآوردن دشمن ، محاصره بود . محاصرهشوندگان چون غالبا در آبادى بودند ، ذخيرهء كافى داشتند . محاصرهكنندگان را آنقدر در پاى ديوارهاى شهر نگاه مىداشتند تا در نتيجهء خستگى ، كمى آذوقه يا گرما و سرماى شديد ، مجبور به ترك محاصره شوند . طبيعى است كه در اين فاصله ، طرفين با گلولهباران كردن ، دستبرد زدن ، منحرف كردن قناتها و مجارى آب و پخش اخبار بىاساس ، به تضعيف قواى يكديگر مىپرداختند . گاه به علل اقتصادى و نبودن مواد غذايى ، محاصرهشدگان براى رهايى از گرسنگى ، با دشمن پنهانى وارد مذاكره مىشدند .
شبيخون زدن و غارت تمام يا قسمتى از مايملك دشمن ، از تاكتيكهاى ديرين جنگاوران بود .
به سربازان ظاهرا حقوق و جيرهء ثابتى كه تكافوى نيازمنديهاى آنها را بكند نمىدادند .
در جنگها ، مخصوصا پس از پيروزى ، غارت و چپاول دارايى مردم ، امرى مباح و طبيعى بود و دهات و آباديهاى سر راه اكثرا مورد تعدى و تجاوز سربازان قرار مىگرفت ، و شايد يكى از علل انحطاط اجتماعى ايران ، همين جنگهاى پايانناپذير و خانمانبرانداز بود ، كه معمولا در هرقرن چندين بار صورت مىگرفت و تيشه به ريشهء زندگى اقتصادى و اجتماعى و اخلاقى مردم مىزد و اين حال تا استقرار حكومت پهلوى و ايجاد ارتش منظم و زوال فئوداليسم ادامه داشت .
اوليويه سياح فرانسوى كه در سال 1798 ( ابتداى كار آقا محمد خان قاجار ) به ايران آمده است ، هنگام سفر از تهران به اصفهان سر راه خود شهر قم را نيز ديده است . اوليويه مىنويسد : « آنچه در قم ديدم تكاندهنده بود ، شهر در اثر غارتهاى متوالى تقريبا نابود شده بود و فقط سيصد نفر جمعيت داشت كه زندگى را به سختى مىگذرانيدند ، و در شهر بيش از پنجاه خانهء سالم در اطراف حرم ، چيزى به جاى نمانده بود . » نظير اين مظالم از طرف نادر در شهر شيراز نيز رخ داد و
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 809
مساهمون: مرتضى راوندى
ص٨٠٩