تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 811

مساهمون:

ص٨١١
شما را ترك كند حمله نكنيد ! » « رويدادهاى اين شب شوم همهء اميدهاى لطفعلى خان را براى بازگرفتن شهر شيراز از چنگال قاجارها كه حالا ديگر بلامانع پيش مىرفتند بر باد داد ، همين‌كه آقا محمد خان به سوى شهر بدطالع مىراند حاجى ابراهيم از فاصله به پيشواز او درآمد و دروازه‌هاى شهر را به او تسليم نمود و درعين‌حال خانوار لطفعلى خان ، خزانهء او و جان و شرافت همشهريان سابق خود را در اختيار اين ظالم سنگدل نهاد . « مىگويند در اين لحظه آقا محمد خان به حاجى ابراهيم گفته بود : « من در طول زندگى با سه ماجراى خارق العاده روبرو شده‌ام اول با حاجى ابراهيم با وسعت و عظمت سياه‌كاريش دوم با شهامت و جسارت لطفعلى خان در حمله به جبههء پيش قراولان در گردنهء تخت‌جمشيد و سپس در حمله به من ، و سوم به سرسختى خودم ، هنگامى كه تقريبا همه چيز از دست رفته بود ليك من تا سپيده‌دم در ميدان برجاى مانده بودم . » « 1 » ژان‌گوره كه در آغاز حكومت قاجار به ايران آمده است ، مىنويسد : « امروز چون مردم خود را تحت حمايت قانون و قواى انتظامى مىبينند ، سلاح نگاه نمىدارند ولى در قديم براى حفظ مال و جان و ناموس خود ، در خانه يك تفنگ يا شمشير يا نيزه و تير و كمان داشتند . . . » « 2 »

طغيان اهالى قم براى نجات از محاصره

ژان‌گوره مىنويسد : « پس از آن‌كه شهر قم در محاصرهء قواى آقا محمد خان قاجار قرار گرفت ، نجف خان زند براى مبارزه با قحطى و گرانى ، قدم مؤثرى برنداشت . مردم براى نجات از اين تنگنا به ميرزا سيد على قمى متوسل شدند . او گفت : « يگانه راه اين است كه دروازه‌ها را به سوى قشون آقا محمد خان باز كنيم . » مردم گفتند : « دروازه‌ها در دست نجف خان زند است و هركس مخالفت كند كشته مىشود . » مير سيد على قمى گفت : « اگر از كشته شدن و هدف گلوله قرار گرفتن مىترسيد ، اقدامى نكنيد تا از گرسنگى بميريد . » بالاخره مردم تسليم نظر سيد شدند . او كه مردى مبارز بود ، به نجف خان پيغام داد كه قصد دارد بالاى حصار برود و دعا بخواند تا بلايى بر سر قشون آقا محمد خان نازل شود . مير سيد على در بالاى حصار در فرصت مناسب به وسيلهء كمانى كه زير عبا داشت ، نامه‌اى با تير به سوى اردوگاه آقا محمد خان پرتاب كرد و اعلام كرد كه ما مىخواهيم به دست آقا محمد خان قاجار از گرسنگى و ستم نجف خان زند نجات پيدا كنيم ، و براى اين منظور بهترين راه اين است كه در يك شب در ساعت معينى قشون آقا محمد خان از خارج حمله كنند و ما مردم قم هم از داخل به همان دروازه حمله كنيم و سربازان خان قاجار با نردبان خود را به داخل برجها برسانند ، ما هم از داخل سعى مىكنيم دروازه‌ها را باز كنيم ، مير سيد على پيشنهاد كرده بود در صورتى كه با اين نظر موافقت دارند ، شب آينده در ساعت چهار
هامش
( 1 ) . آخرين روزهاى لطفعلى خان زند ، ترجمهء هما ناطق و ج گرنى ، ص 66 به بعد . ( 2 ) . خواجهء تاجدار ، پيشين ، ص 482 .