پيشرفت سريعى كه در عالم اقتصاد يافته و از تنگدستى به توانگرى رسيده بودند سخت مغرور گشته و سرى پرباد داشتند - بدين پايه از پيشرفت ناگهانى رسيدن و گرفتار غرور و ميهنپرستى نشدن ، مستلزم داشتن روحى بزرگ است . ولى در آلمان بادهء غرور و ميهنپرستى اغراقآميز را رهبران ملت و پيشوايان دولت به آنان مىنوشانيدند و در آموزشگاهها و در دانشگاهها و در آثار ادبى و روزنامهها و نشريات آنها به سود دودمان هوهنزولرن تبليغ مىكردند ، آموزگار يا استادى كه به مناسبت يا بىمناسبت از برترى نژادى و روحى و فكرى و جسمى آلمانيان بر ديگر مردم جهان و دلبستگى آنان به جنگ و به دودمان پادشاهى و سرنوشت بىچونوچراى قوم آلمان براى رهبرى جهان در زير فرمان اين سلسله سخن نمىگفت ، به ناكامى و ناشناختگى و فراموشى محكوم بود . . . تنها فكرهاى فوق العاده استوار و مبتكر و پرخرد مىتوانستند در برابر سيل اينهمه تلقينات پايدارى كنند . . . جمهوريت تاجدار بريتانيا ممكن است آموزش ملى را در نتيجهء بىتوجهى فلج و ناتوان ساخته باشد ، ولى پادشاهى هوهنزولرن آن را فاسد ساخت و دستگاه آموزش را به فحشاء و مزدورى كشانيد . » « 1 »
« كليهء آموزش تاريخى آلمانيان را در گفتهء كنت مولتكيه مىتوان يافت كه : « صلح دايمى ، خوابى است كه حتى زيبايى هم ندارد . جنگ مشيت الهى است و جهان بىجنگ به تعفن و فساد مىگرايد و در ماديگرى گمراه مىگردد . . . » نيچه فيلسوف آلمانى . . . گفت : « اگر آدميان جنگ را به فراموشى بسپارند ، انتظار چندانى از ايشان نمىتوان داشت . . . » اينگونه آموزشها كه سراسر امپراتورى آلمان را فراگرفته بود ، در بيرون مرزهاى آلمان موجب هراس ديگر كشورها و مردمان مىشد . . .
« پس از 1871 آلمانيان مقيم خارج سينهها را پيش دادند و صداها را بلند كردند ، و حتى در بازرگانى هم رفتار تهاجمى پيش گرفتند . ماشينهاى آلمانى به بازارهاى جهان راه يافت كشتيهاى كالا بر در درياها به گردش درآمد و غرور ميهنپرستى آلمانى به صورت مبارزهطلبى آشكار شد . . .
به موازات اين تبليغات به جنگ با دموكراسى نيز ادامه دادند . » « 2 » در حالى كه در جوامع غربى از بركت امنيت و دموكراسى و استقرار حكومتهاى ملى ، مردم ، در راه تكامل اجتماعى و اقتصادى پيش مىرفتند ، در ايران مخصوصا پس از مرگ كريمخان زند ، در نتيجهء دوام جنگهاى فئودالى ، و روى كار آمدن زمامداران مغرض و فاسد و حملهء استعمارى روسيه تزارى و انگلستان ، مردم روى آسايش و آرامش نديدند و اين حال رقتبار تا روى كار آمدن سلسلهء پهلوى دوام يافت .
ارتش زنديه
در دورهء زنديه مخصوصا در عهد كريمخان زند مهمترين نيروى نظامى ايران يعنى سوارنظام و پيادهنظام تا حدى نيرومند بود ولى نيروى دريايى ايران سخت ناچيز بود ، و اگر چند كشتى در خليج فارس وجود داشت ، بازماندههايى از
هامش
( 1 ) . ولز ، كليات تاريخ ، ص 1312 به بعد .
( 2 ) . همان ، ص 1314 به بعد .