تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 812

مساهمون:

ص٨١٢
از شب گذشته مقابل دروازه پنج‌بار چراغى را روشن و خاموش كنيد تا به وسيلهء نامهء ديگرى كه با تير خواهيم فرستاد ، موقع و محل حمله ، تصريح شود . آقا محمد خان پس از تحقيق دربارهء هويت سيد على ، عملا اقدام نمود . طرفين به سختى جنگيدند . مير سيد على در نتيجهء گلوله‌اى سربى از پاى درآمد . ولى مردم قم از گرسنگى و مرگ تدريجى نجات يافتند و نجف خان راه فرار پيش گرفت . آقا محمد خان براى بازماندگان اين سرباز گمنام ( - مير سيد على ) مستمرى معين كرد . » « 1 »

قلعه‌هاى جنگى

به عقيدهء ژان‌گوره فرانسوى ، قلاعى كه در ايران مىساختند چندان فنى و دقيق نبود . « يك قلعهء جنگى در بسيارى از نقاط ايران عبارت بود از يك حصار مربع يا مربع مستطيل يا كثير الاضلاع ، داراى برجهاى متعدد . گاهى آن برجها را مدور مىساختند و زمانى مربع‌شكل . . . غلبه بر آن نوع قلاع . . . براى مهاجمى كه توپ داشت ، آسان بود و به وسيلهء توپ قسمتى از برجها و حصار را ويران مىكردند . . . و چون محصورين در اثر طول مدت محاصره ضعيف شده بودند ، آنها را از پا درمىآوردند . مهاجمينى كه توپ نداشتند ، اول قلعه را محاصره مىكردند و راه وصول آذوقه و آب را به محصورين مىبستند و آن‌گاه در صدد برمىآمدند به وسيلهء حفر نقب وارد قلعه شوند يا ديوار قلعه را ويران نمايند . . . اكثر قلاع جنگى ايران به دست امرا و حكام محلى به‌وجود مىآمد تا در موقع خطر به درون قلعه پناه ببرند و از آسيب خصم مصون باشند . . . يك قسمت از آباديهاى ايران هم در قديم داراى ديوار بود . . . » « 2 »

ارتش و سپاه در عهد فتحعلى شاه

ژوپر در سفرنامهء خود مىنويسد : « مخارج افواج ايرانى در موقع حركت ، عموما با ايالاتى است كه از آنها عبور مىكنند ، ناظر خرجها و مباشرين قشون بايد قبضى مشعر بر مقدار آذوقه مصرف‌شده به كدخداى دهات و كلانترها بدهند تا از ميزان ماليات محل كسر شود . لكن غالبا اين كار صورت نمىگيرد و در نتيجه ، رنج و ستمى كه بر مردم آباديهاى مسير افواج وارد مىگردد ، كمتر از آن نيست كه فى الواقع مغلوب دشمن شده باشند . همين‌كه فوجى در محلى اقامت گزيد ، فورا براى تأمين حوايج به كندن درخت و خراب كردن مزارع و مساكن مىپردازند . سپاهيان در هرروز حداقل شش فرسنگ و حداكثر دوازده فرسنگ راه‌پيمايى مىكنند . آقا محمد خان در سال 1795 سوارنظام خود را پانزده روزه از تهران به تفليس رسانيد . قبل از حركت قوا صاحب‌منصبان به راه مىافتند و آذوقه و عليق و محل توقف قشون را تعيين مىكنند . و معمولا قبل از رسيدن افواج ، چادرها برافراشته مىشود . ژوپر مىنويسد : از عادت زيانبخش ايرانيان ، نداشتن پيش‌قراول و كشيكچى است . و به همين علت ممكن است سربازان ايران مواجه با شبيخون و حملات غافلگيرانه شوند . ديگر آن‌كه بر پاى اسبان خود بند مىگذارند ، جنگ را يك فن خاص نمىدانند
هامش
( 1 ) . خواجهء تاجدار ، پيشين ، ص 506 به بعد . ( 2 ) . همان ص 310 .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 812 | مرتضى راوندى