تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 810

مساهمون:

ص٨١٠
اموال و دارايى مردم به غارت رفت . و متعاقب اين ستمگريها ، وباى بزرگى روى داد كه به گفتهء غسالان ، چهارده هزار نفر روانهء ديار عدم شدند . » « 1 »

دلاورى يا شاهكار رزمى لطفعلى خان زند

سرهار فورجونس كه در بحرانىترين ايام ، ناظر برخوردهاى نظامى آقا محمد خان و لطفعلى خان زند بود ، صحنه‌اى از شجاعت و سرعت عمل لطفعلى خان را به خوبى ترسيم مىكند : « آقا محمد خان نخست با سپاه پيش‌قراول خود بر تمام گردنه‌هاى بين اصفهان و استخر دست يافت سپس با نيرويى بسيار عظيم ، در منطقهء نزديك گردنهء گروخ اردو زد ، فزونى سپاه قاجار ، استحكام مناطق اشغال شده توسط پيش قراولان ، فاصلهء ميان اردوى قاجار و اردوى زند ، و كمى نفرات قشون لطفعلى خان ، آقا محمد خان را كاملا از جانب دشمن و احتمال حمله ناگهانى او آسوده‌خاطر كرد ، با اين حال لطفعلى خان به زودى از موقعيت دشمن مطلع شد و با يك حركت ابتكارى كه نظير آن هرگز در تاريخ ايران ديده نشده است ، كوشيد تا خود را به گردنهء پرسپوليس ( استخر - م ) برساند و درست هنگامى كه قاجارها به صرف شام مشغول بودند ، ناگهان به جبهه پيش قراولان حمله كرد و آنها را شكست داد ، سپس به قلب سپاه هجوم برد و اردوى دشمن پس از يك مقاومت خونين سخت درهم شكست و همهء اين ماجراها يكى پس از ديگرى و با سرعت هرچه بيشتر پشت‌سر گذاشته شد . « اكنون ديگر مقاومت در برابر لطفعلى خان پيروز ، پايان گرفته بود و مىگفتند آقا محمد خان فرار كرده است ليكن در يك لحظهء شوم فتحعلى خان نزد لطفعلى خان آمد و از او خواست تا دم سحر به استراحت بپردازد . علت اينكه لطفعلى خان به پذيرفتن اين پيشنهاد خائنانه تمايل نشان داد اين بود كه طول راه و جنگهايى كه او و قشونش در پيش داشتند حقيقتا استراحت مىطلبيد ، بعلاوه شاهزادهء زند از نقاره‌خانه دشمن اعلان پيروزى خود را به عنوان فاتح و پادشاه ايران شنيده بود . « سرانجام صبح برآمد ، صبح يأس و اندوه و ناكاميهاى لطفعلى خان ، زيرا همين‌كه روشنايى بردميد او دريافت كه آقا محمد خان در دورترين نقطهء اردوى او چادر زده . و سپاه پراكنده از هرسو به او پيوسته است . « افراد لطفعلى خان از خستگى سى و شش ساعت راه‌پيمايى پىدرپى و جنگهاى سخت كه يكنفر در مقابل بيست نفر مىجنگيد بيرون آمده بودند و حالى نداشتند كه با چنين شرايطى بتوانند بار ديگر حمله را تكرار كنند ، پس لطفعلى خان ناچار جميع قهرمانان خود را به گروه فشرده‌تر و كوچكترى بدل كرد و آهسته و موقر ليك دلتنگ ميدان را ترك گفت آقا محمد خان كوچكترين اقدامى عليه او نكرد و به ياران خود گفت : « هرگز به شير گرسنه هنگامى كه قصد دارد
هامش
( 1 ) . پرويز رجبى ، ارتش ايران در دورهء زنديه ، مجلهء بررسيهاى تاريخى سال ششم ش 3 ، ص 3 به بعد ( به اختصار ) .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 810 | مرتضى راوندى