تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 801

مساهمون:

ص٨٠١
عدم تغذيهء صحيح و بيماريهاى پىدرپى و همه‌گير ، صدها هزار نفر نابود شدند طاعون ، تب ، زخم پا ، و بيماريهاى شديد معده و جز اينها ، امراضى است كه سربازان به آنها مبتلا مىشدند . در نوامبر سال 1742 براتيشف از دربند گزارش داد كه از ميان سپاهى دو هزار نفره ، حتى نتوانسته يك نفر را هم سالم پيدا كند و نشانه‌هاى سلامت را در او ببيند . » « 1 » با مرگ نادر ، ملت ايران و سربازان او از بيدادگريهاى وى رهايى يافتند ، كسانى كه پس از قتل نادر ، تا روى كار آمدن كريمخان زند به قدرت رسيدند هيچيك در انديشهء اصلاح امور اقتصادى ، اجتماعى و نظامى كشور نبودند تنها كريمخان تا حد امكان در راه آسايش مردم قدمهايى برداشت .

نيروهاى انتظامى كريمخان زند :

« به‌طورى كه از حواشى كتاب تاريخ كلام الملوك برمىآيد ، در دستگاه كريمخان ، غلام 1400 نفر ، متفرقه 200 نفر تا 1200 نفر در كارخانهء او بودند كه طايفه‌اى از الوارند و همه داراى تفنگ يا چخماقى بودند و مشهور به غلام چخماقى ، يساول هزار نفر كه على مراد خان زند و عسكر خان رشتى و ميرزا محمد خان قاجار دولو از آن جمله‌اند . نسقچى هزار نفر ، شش هزار نفر نوكر بروجردى ؛ در بارعارم هشتهزار نفر حضور مىيافتند . زنبوركچى 700 نفر ، نوكر عراقى 12 هزار نفر ، نوكر فارسى 6 هزار نفر ، لك 24 هزار نفر ( لك‌ها از طايفهء خود او بودند ، ) بختيارى سه هزار نفر . . . » « 2 »

تدبير كريمخان زند :

سرهنگ دروويل در سفرنامهء خود مىنويسد : « يك‌بار كريمخان شكست سختى خورد . . . و پا به گريز نهاد و سه تن به تعقيبش پرداختند . . . نزديك بود به دست دشمن اسير شود ، اما فكرى به خاطرش رسيده نخست يكى از بازوبندهاى جواهرنشان و لحظه‌اى بعد بازوبند ديگر و سپس خنجر مرصع خود را بر زمين انداخت ، و دشمنان براى برداشتن غنيمت از اسب پياده شدند . كريمخان بلافاصله چون برق بر سر آنان تاخت و يكايك آنها را از دم تيغ گذرانيد . . . » « 3 » « در جنگى كه بين ايران و انگليس در عهد كريمخان زند درگرفت ، خان زند از ميرمهنا استمداد جست . وى سيصد تن از ملازمان جنگى خود را كاملا مجهز كرد و با چادر شب زنانه‌يى كه بر سر داشتند ، به سوى بندر دشمن روان شدند ، و ميرمهنا با غلامان جنگى از پى ايشان روان گرديدند . چون كشتى به بندر نزديك شد ، فرنگيان پنداشتند از كشتى پيرزنى به سوى ايشان مىآيد . بىدرنگ بندر را گشودند . چون كشتى به كنار آمد ، آن رندان خونخوار به جانب فرنگيان شليك نمودند . . . ناگاه ميرمهناى نامور با غلامان خونخوارش . . . در ميان فرنگيان اوفتادند و همه ايشان را كشتند . . . » « 4 »

خصوصيات جنگها در شرق و غرب :

در دورهء مغول ظلم و تجاوز به حقوق فردى و اجتماعى از حد و مرز قديم گذشت . تا قبل از استقرار حكومت غازانى سربازان و افراد قشون
هامش
( 1 ) . همان ، ص 288 به بعد . ( 2 ) . مجلهء يادگار ، سال 2 ، ش 8 ص 67 . ( 3 ) . سفرنامهء دروويل ، ترجمهء جواد محبى ، پيشين ، ص 27 . ( 4 ) . رستم التواريخ ، پيشين ، ص 390 .