آن ژنرال ، آن هم غالبا در مقابل وعدهء توزيع پول و امتيازات واگذار مىكردند . اندكى بعد سردارى را كه خود آفريده بودند ، مىكشتند تا كس ديگرى جانشين او كنند . امروز در امريكاى لاتين ، در خاورميانه و جاهاى ديگر ، نظاميان حكومتها را مىسازند و سرنگون مىكنند . . . » « 1 »
نتيجه جنگ :
با تمام آثار مخرب و زيانبخشى كه بر جنگ مترتب است ، گاه شكست و ضربت به يك قوم ، موجب تجديد قوا و احياى نظام اقتصادى و اجتماعى آن جامعه مىشود چنان كه آلمان در جريان دو جنگ مهيب و سهمناك گذشته نه تنها مضمحل نشد بلكه نيروى صنعتى و قدرت اقتصادى و اجتماعى او فزونى گرفت ، به نظر تاينبى
Toynbee
« ترقى و نمو تمدن هنگامى آغاز مىشود و تمدن هنگامى مسير ارتقايى خود را طى مىكند كه عكس العمل و پاسخ جامعه نسبت به يك سلسله مشكلات خاص و مبارزهء جامعه بر ضد آن مشكلات ، تازه و خالق مبارزهيى جديد شود ، كه آن نيز با موفقيت و پيروزى پايان پذيرد ، و اين سلسله خلق مشكلات پيوسته و استمرارى باشد . » « 2 »
بهطور كلى تاينبى پيشرفت و ترقى را مولود كار و سعى و عمل ، و جنگ مستمر با موانع و مشكلات ميداند و تنبلى و تنآسايى و ركود و جمود را براى هرملتى سرآغاز مرگ و نيستى آن جامعه مىشمارد .
مؤلف رستم التواريخ مىنويسد به عقيدهء عليمردان خان « . . . هرپادشاهى هرشهرى را كه به لطف و خوشى متصرف گردد و اهل آن بلد بالطوع و الرغبه فرمانبردار گردند ، از همه ضررها و آسيبها در امان خواهند بود . و اگر سلطان به جنگ و جدل و قهر و غلبه بر ولايتى مستولى گردد ، البته بايد تا سه روز و سه شب آن ولايت را به قتل و تاراج و غارت لشكر بدهد ، و پنج يك آن اموال غارت شده مال سلطان خواهد بود . . . » « 3 »
ارتش ايران پس از عهد زنديه
پس از نادر شاه افشار جانشينان او در ادارهء مملكت كفايت نشان ندادند و در اثر مبارزات خانهاى بزرگ با بازماندگان نادر ، تشكيلات نظامى وسيع ولى بىبنيان او از بين رفت . با روى كار آمدن كريمخان ، مجددا حكومت و ارتش واحدى در سراسر ايران مستقر گرديد . در دورهء زمامدارى او ، ارتش دايمى را دو هنگ پيادهنظام و دو هنگ سوارنظام و يك فوج توپخانه تشكيل مىداد و كريمخان به يارى همين ارتش و با كمك سواران ايلاتى موفق گرديد قسمت اعظم ايران را در زير سلطهء خود درآورد . تلاش كريمخان در راه تكثير نيروى نظامى و ايجاد دستگاههاى اسلحهسازى و باروتسازى ، در اثر جنگهاى دايمى ملوك الطوايفى به ثمر نرسيد و نظام جديد غرب ، چنانكه بايد در ايران نفوذ نكرد . در دورهء قاجاريه نيز با سلطنت فتحعلى شاه و اعزام هيئت مستشاران
هامش
( 1 ) . اصول علم سياست ، ترجمهء دكتر ابو الفضل قاضى ، پيشين ، ص 157 به بعد .
( 2 ) . خلاصهء فلسفهء نوين تاريخ ، تلخيص و تأليف پازارگاد ، ص 28 به بعد . نگاه كنيد به كتاب زمينهء فرهنگ و تمدن ايران ، دكتر محمودى بختيارى ، از ص 58 به بعد .
( 3 ) . همان ، ص 253 .