تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 800

مساهمون:

ص٨٠٠
قشون ، گرسنگى ، مشقت لشكركشىهاى دورودراز و طاقت‌فرسا ، بستن جريمه‌هاى كلان پولى بر ايليات و بالاخره ظلم و زورگويى ، علت شورشها و نارضايتيهاى شديد قشون بود . » « 1 » « . . . در دههء پنجم قرن هجدهم پس از لشكركشى به هندوستان ، چون غنايم سرشار جنگى بين سربازان تقسيم شد ، عدم رضايت افزايش يافت . . . نادر كه از فرارهاى انبوه نگران بود ، در سال 1743 فرمان داد كه خانه و اموال فراريان را به نام او ( نادر ) ثبت كنند و خانواده‌هايشان نيز جريمه بپردازند . چون خانواده‌هاى فراريان قدرت پرداخت نداشتند ، زن و فرزندانشان را مىفروختند و پول براى خزانه گرد مىآوردند . با اين سختگيريها ، از ميزان فرار و طغيان و عصيان سربازان و سران نظامى كاسته نشد . گاه سربازان و افسران مسلحانه قيام مىكردند و با دشمنان نادر همكارى مىكردند . نمايندگان سياسى روس در ايران در نامه‌هاى خود از وضع آشفتهء ارتش نادرى مكرر سخن گفته‌اند . » « 2 » « لشكركشيهاى غارتگرانهء نادر شاه كه مىخواست كاهش درآمد قشر بالاى طبقهء فئودال را كه ناشى از پاشيدگى واحدهاى توليد كشاورزان بود جبران كند ، فقط منجر به ژرف شدن پاشيدگى اقتصادى كشور گرديد . « لشكركشيهاى نادر به هندوستان و آسياى ميانه ، در واقع پايان پيروزيهاى وى بود . جنگهاى سالهاى بعد نيز ، لشكركشى سالهاى 1743 - 1741 به داغستان و جنگ با عثمانى در سال 1746 - 1743 نه سرزمين تازه‌اى نصيب او كرد و نه غنايم جنگى سرشارى به همراه داشت . وعده‌هاى سخاوتمندانهء نادر هيچ‌يك عملى نشد . . . قشون از ثروتهاى به دست آمده هيچ سهمى نبرد . تمام غنايم به خزانهء شاه رفت . « سركرده‌هاى نظامى و سربازان ، گذشته از اين‌كه مدتها مواجب نگرفتند و از غنايم جنگى نيز محروم شدند ، تازه جريمه‌هاى زيادى هم به آنها بسته مىشد . اشياء گرانبهايشان را نيز مىگرفتند ، براتيشف در سال 1743 نوشت كه نادر « فرماندهان و حكام ايالات را راحت نمىگذارد و از سربازان نيز درنمىگذرد ، او با بستن جريمه‌هاى ناشنيدنى به آنها ، بىهيچ دليلى غارتشان مىكند . « در چنين شرايطى به علت آشفتگى اقتصادى ، هزينهء زندگى دايما رو به فزونى بود . در سال 1742 قيمت هرمن تبريز جو يك هزار دينار و هرمن آرد دو هزار دينار بود . و با وجود اين ، در هيچ‌جا هم پيدا نمىشد . قيمت هرمن آرد 3 تا 4 هزار دينار رسيد . سربازان به علت نبودن پول ، هركدام از كوچك تا بزرگ به ديگرى بدهى داشتند و همه بيچاره شده بودند ، نه تنها سربازان عادى ، بلكه سركردگان نظامى هم گرسنگى مىكشيدند . بسيارى از آنها اشياء زينتى و طلا و نقرهء خود را به قيمتى بسيار ارزان مىفروختند . با وجود اين ، براى آن خريدار پيدا نمىشد . در نتيجهء
هامش
( 1 ) . همان ، ص 152 به بعد . ( 2 ) . همان ، ص 184 به بعد .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 800 | مرتضى راوندى