و كوتاهى تبديل شد كه تيراندازى با آنها سريعتر و سادهتر از سابق انجام مىگرفت . در ميان ملل غرب ، نخست گوستا و آدولف در كشور سوئد نظام نوين را برقرار كرد . توپ و تفنگهاى ساخت كشور او به مراتب سريعتر و سادهتر از سلاح ساير كشورها ، قابل حمل و آمادهء تخريب استحكامات بود . علاوه بر اين ، وى ترتيب صفآرايى و سازمان ارتش كشور خود را تغيير داد و براى جلوگيرى از تلفات زياد ، از تجمع سربازان در ميدان جنگ جلوگيرى كرد و دستور داد كه سربازان به ستون يك پشت سر هم با فواصل زياد در ميدان جنگ حركت كنند . روش او پس از چندى در پروس ، انگلستان ، فرانسه ، اسپانى و روسيه مورد استفاده و تقليد قرار گرفت .
پروسيها بعد از سوئديها در احياء نظام جديد سهم بزرگى دارند . فردريك گيوم پادشاه پروس براى نخستينبار نظام وظيفه را در كشور خود عملى ساخت . اين مسئله ، يعنى شركت دادن عموم افراد سالم مملكت در خدمت نظام ، در قرن هجدهم موضوع بسيار مهم و تازهاى بود . ولى اكنون اساس كار اكثر كشورهاى جهان است . وى در راه تأسيس مدارس ، تعليمات نظامى ، و تنظيم كتب مربوط به آن ، نهتنها به كشور خود ، بلكه به رشد فنون نظامى دنياى غرب كمك فراوان كرده از همان ايام ، نيروهاى نظامى كشور به ارتش ، سپاه ، لشكر ، تيپ ، هنگ ، گردان و گروهان و واحدهاى كوچكتر تقسيم گرديد . ولى اين تحولات سريع در ممالك شرق چنانكه بايد مؤثر نيفتاد - بلكه جنگهاى داخلى ، دوام فئوداليسم ، و مبارزات مذهبى و حملهء استعمارى دول غرب به آنها مجال نمىداد كه با نظام جديد غرب و مظاهر گوناگون تمدن جديد آشنا شوند .
ارتش ايران در عهد نادر افشار
نظام ايران در عهد نادر شاه در واقع بر اساس سازمان ارتش در عهد صفويه قرار داشت . در عهد نادر نيز افراد ارتش ، يا به طور داوطلب به خدمت گماشته مىشدند و يا از طريق « ايلجارى » و حقوق . جيرهء نظاميان نسبتا مرتب و كافى بود . ارتش اين دوره عبارت بود از قراولان خاص ، سوارنظام ، پياده ، توپخانه و نقليه . تعداد پيادهنظام 60 هزار ، سوارنظام 31 هزار ، گارد مخصوص 5 هزار ، توپخانه پنج هزار ، وسيلهء نقليه با دو هزار نفر اداره مىشد . هرهنگ پياده ، هزار سرباز داشت و يك فرمانده و ده افسر آن را اداره مىكردند . هرهنگ به اسم سرزمين خود خوانده مىشد ، مثل « هنگ خراسان » . هرهنگ به ده قسمت تقسيم و رؤساى قسمت به يوزباشى موسوم بودند . به نظر نادر صنف اصلى پيادهنظام بود .
سوارنظام
تقسيم سوارنظام به اين ترتيب بود كه 1000 نفر سوارنظام افشاريه و 6 هزار سوار از هنگهاى ازبك ، گرجى ، تركمن ، قزلباش ، لر و فارس تشكيل مىشد . علاوه بر اين ، چندين هزار سوار ساخلو و ذخيره و ايلبيگى و غيره وجود داشت .
تعداد توپچى وابسته به نقليهء ارتش ، بالغ بر 7 هزار نفر بود كه تحت فرمان يك نفر انجام وظيفه مىكردند . نوع توپها ، سنگين و متوسط ، سرپر و جنس آنها از برنج و مس و مجموعا بالغ بر 150 عراده بودند . گارد مخصوص شاهى خود بالغ بر 5 هزار نفر بود . علاوه بر آنچه گفتيم ، نيروى