عهد شاه سلطان حسين ، وضع امپراطورى روم را در عصر انحطاط و سقوط به ياد مورخ مىآورد .
گيپون ضمن توصيف وقايع مربوط به سالهاى 300 تا 500 ميلادى امپراتورى روم مىنويسد كه « ارتش روم به تدريج در نتيجهء شهرنشينى ، تجملپرستى ، به گرمابه رفتن و حضور در تماشاخانهها فاسد شدند و درعينحال كه با شرارتهاى خود ، ترس در دل رعايا مىافكندند ، از شنيدن خبر جنگ ، لرزه بر اندامشان مىافتاد . فرزندان ذكور سربازان پس از بلوغ مكلف بودند كه به خدمت نظام وارد بشوند . و هركس از اين كار سر باز مىزد ، مال و جان خويش را از كف مىداد . گاه جوانان با پرداخت حداقل چهل و دو سكه زر يا قطع كردن انگشتان دست راست ، معافيت خود را از خدمت سربازى تحصيل مىكردند . » « 1 »
تقاضاى توپخانه و ديگر سلاحهاى جديد
در زمان شاه سلطان حسين در اثر شكستهاى پىدرپى ، شاه و شاهقلى خان اعتماد الدوله صدراعظم وقت ، دريافتند كه از جهت نيروى نظامى بايد خود را با عثمانى و ديگر كشورهاى پيشرفتهء زمان همآهنگ سازند . براساس اين فكر ، در سال 1699 ميلادى شاه به وسيلهء نامهاى از دولتهاى اروپايى از جمله از لويى چهاردهم پادشاه فرانسه تقاضا كرد : « چون ايلچى مزبور ( ميل ) نيز عرض و استدعا نمود كه آنچه مكنون خاطر همايون باشد قلمى و مصحوف او فرستاده شود كه آن پادشاه عالىشأن مقرر دارند كه وكلاى سر كار ايشان به نحوى كه موافق خاطرخواه اشرف باشد به تقديم رسانند ، لهذا فرمودههاى بندگان ثريا مكان اشرف اقدس به تفصيل ذيل نوشته شد . . . چون استادان و اهل صنعتى كه از ولايت آن پادشاه والاجاه مىباشند و مشهور و معروفند ، آن پادشاه والاجاه مقرر دارند كه از استادان توپساز و قنبارهساز و تفنگساز و ساير اسباب جنگ و جدال چند نفر به درگاه معلى فرستند كه در اين ولايت به امور مزبور قيام نمايند . . . » « 2 »
آمار نظامى ايران در عهد شاه سلطان - حسين صفوى ( 1128 )
« تفصيل عساكر فيروزى مآثر كه در زمان سلطان شهيد شاه سلطان حسين صفوى در ايران بوده است جمله يكصد و هشتاد هزار كس ، چنان كه سوار صد و بيست هزار و پياده پنجاه هزار و عملهء توپخانه ده هزار كس من جمله ، عسكر ايلاتى و چريك يكصد و ده هزار بودهاند و اين لشكر در ماهه ندارند ، مگر ايلبگىها ، و هميشه حاضر نيستند ، مگر هنگام ظهور جنگى طلب شدهاند . . . تفصيل يكصد و ده هزار سوار و پياده چريك كه بىمشاهره ( يعنى مزد ) بودهاند اينست از فرقه فيلىسوار دوازده هزار كس و پياده چريك هم دوازده هزار - از بختيارى سوار دو هزار ، پياده هشت هزار - از لك و زند سوار سه هزار - از ممسنى پياده سه هزار - از مكرى و گروس سوار پنجهزار و پياده دو هزار - از كرد سكنهء خراسان سوار دوازده هزار - از جلاير و جلالى و قرائى پياده هشت هزار - از فرقه افخانان سوار ده هزار - از اتراك آذربايجان و عراق عرب سوار
هامش
( 1 ) . انحطاط و سقوط امپراتورى روم ، پيشين ، ص 246 به بعد .
( 2 ) . يكصد و پنجاه سند تاريخى از جلايريان تا پهلوى ، ص 71 .