سيزده هزار و پياده تفنگچى بيست هزار .
چنانچه جمله سوار ايلاتى بىمشاهره پنجاه و هفت هزار بودند و پيادههاى چريك كه ايل جارى نيز گويند پنجاه و سه هزار بودهاند . سپس در پيرامون حقوق سپاهيان مىنويسد : « سوار فى نفرى ، اسب از خود ساليانه پانصد روپيه بود . و توپچى و زنبوركچى ساليانه چهار صد روپيه بوده است و تفنگچى ساليانه دوصد روپيه و زنبوركچى ساليانه سهصد روپيه شرح داشته مگر دهباش و پنجاهباشى و يوزباشى و بيگها و سلطانها از ساليانه ششصد روپيه تا سه هزار روپيه به قدر مراتب مىيافته . . . در اواخر عهد سلطان شهيد كه مدار اختيار سلطنت ملاباشى و حكيمباشى شدند صرفهبينى دانسته مشاهره سپاه را از خزانه دادن مناسب نديد . . . گاهى يكماهه را دو ماهه و گاهى دو ماهه را بعد چهار ماه و گاهى ششماهه را بعد سال و گاهى سال سال تمام هيچ به سپاه نرسيد بعدا تمام سال دو سه ماههاى دادند ، كمكم آن قليل سپاه هم متفرق شدند . . . » « 1 » در كتاب جامع الهدايه فى علم الرمايه اثر شجاع الدين درودباشى بيهقى چنين آمده است :
« . . . هنرهايى كه مردم بدان آراسته و بافرهنگ گردند بسيار است چون تير انداختن ، و شمشيربازى كردن و نيزه گردانيدن و اسب دوانيدن ، و گوى زدن ، و ابداع سلاح شورى ، همه خوبست و پسنديده ، اما چون قاعده اسلام و دين محمد ( ص ) از كتاب و شمشير نظام يافت ابد الدهر بنابراين خواهد بود . . . »
نويسنده با استناد به آيات و احاديث مذهبى كتاب خود را به هفده فصل تقسيم كرده و مطالبى در پيرامون فعاليتهاى رزمى به رشته تحرير كشيده است :
فصل اول در سبب نزول تير و كمان
فصل دوم در صفت مردان تيرانداز
فصل سوم در معرفت تير و كمان
فصل چهارم در معرفت تير و فحر آن
فصل پنجم در معرفت آدمى و صندوق
فصل ششم در معرفت استادن و نشستن
فصل هفتم در معرفت قبضه و كمان گرفتن
فصل هشتم در معرفت پيوستن تير به زه كمان
فصل نهم در معرفت نشستن شست
فصل دهم در معرفت علم نظر
فصل يازدهم در معرفت گشادن دست
فصل دوازدهم در معرفت بستن زه
هامش
( 1 ) . فرهنگ ايرانزمين ، ج 20 ، ص 296 .