تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 793

مساهمون:

ص٧٩٣
مىكند . هنگام لشكركشى در زدن اردو ، نظم و ترتيب در كار نيست . سربازان خود ، خوراك و پوشاك خود را فراهم مىكنند . سوداگران دنبال نظاميان حركت مىكنند و گوشت و نان و ميوه به آنها عرضه مىكنند . هركس پول دارد به او جنس مىدهند و هركس اعتبار دارد به او قرض مىدهند و هركه از اين دو سرمايه عارى است ، به دزدى و غارتگرى و راهزنى مىپردازد . » كمپفر در مورد تاكتيك جنگى ايرانيان مىگويد : « كه آنها دهات را ويران و پلها را خراب و مزارع را منهدم مىكنند تا دشمن از لحاظ تأمين خوراك در مضيقه بيفتد . وى مىنويسد كه ايرانيان كمتر روياروى دشمن قرار مىگيرند ، بلكه بيشتر از طريق غافلگيرى و كمين كردن در كوه و كمر بر سر دشمن از همه جا بىخبر مىريزند . به نظر كمپفر تعداد غلامان « قللرها » در قشون ايران بين پانزده تا هجده هزار نفر و تعداد تفنگچيان به پنجاه هزار نفر مىرسد . اين واحد نظامى بسيار نيرومند و چالاك ، و با تفنگ و شمشير و نيزه با دشمن مىجنگند . توپخانهء ايران چندان ارزش نظامى ندارد . » « 1 » سپاهيان و افسران ايران در اواخر عهد صفوى از هرجهت منحط و فاسد شده بودند و بجاى فراگرفتن فنون جنگى به خودآرايى مىپرداختند . در اولين برخوردى كه بين سپاهيان عبد إله خان با افاغنه روى داد ، ايرانيان شكست خوردند . « افاغنه بيست و پنج هزار تومان زر مسكوك از لشكر قزلباش گرفته به اردوى خود نقل كردند . و اين سپاهيان با سربازانى مىجنگيدند كه اكثر با گندم برشته غذاى خود را تكافو مىكردند . . . كرباسهاى رنگين به تن داشتند و در گل و باران كفشهاى خود را درمىآوردند كه ضايع نشود ! . . . » « 2 » به حكايت كتاب رستم التواريخ ، « سلاحهاى عهد شاه سلطان حسين عبارت بود از شمشير ، خنجر ، كارد ، تير و كمان و رمح و ناوك و تير و تبر و مضراب و دشنه و تفنگ و طپانچه و زره و چهار آيينه و خود و ساعدبند و تنوره و برگستوان . آن والانژاد را ركيب‌خانه بود پر از زين‌ها و لجامها و ركابهاى زرينه و سيمينه ، بعضى مرصع و بعضى ساده و يدكهاى مرواريد دوخته و جلها و كفل‌پوشهاى مفتول دوخته و زربفت . » « 3 » مؤلف رستم التواريخ ضمن برشمردن مفاسد و انحرافات حكومت شاه سلطان حسين مىنويسد : « در دستگاه از بىتميزى و عدم حساب و احتساب ، چنان افراط و تفريطى در امور لشكرآرايى و رعيت‌پرورى روى داد كه از تهىدستى غلامان خاصه و عمله‌جات ديوان عظمت‌مدار پادشاهى ، همه كفش ساغرى به پا و بىشلوار و تنبان بودند و زانو بر بالا نمىتوانستند نشست كه اسافل اعضايشان پيدا مىشد ، و اسباب و آلات حربشان اكثرا به رهن و گرو يا شكسته و از كار افتاده بود . . . » « 4 » افراط و تفريط و فساد و انحرافات اخلاقى زمامداران در
هامش
( 1 ) . در دربار شاهنشاه ايران ، پيشين ، ص 93 . ( 2 ) . دكتر باستانى پاريزى ، سياست و اقتصاد صفوى ، پيشين ، ص 461 . ( 3 ) . رستم التواريخ ، پيشين ، ص 89 . ( 4 ) . رستم التواريخ ، پيشين ، ص 99 .