بفروشند ، و حتى در دشت و صحرا نيز فروشندگان بساط خود را پهن مىكنند ، به نحوى كه هميشه و همهجا آذوقهء انسان و حيوان تأمين است . و علاوه بر آن ، همه نوع ميوه و ترهبار و تنقلات نيز در بساط فروشندگان پيدا مىشود تا افراد در موقع سوارى بخورند . تا كسى از اين تنقلات نخورد و وقتى به چشمهء خنكى رسيد آب آن را نياشامد ، به كيفيت و لذت اين طرز خوردن و نوشيدن ، آنطور كه من پى بردهام ، ممكن نيست پى برد . دهاتىها آنقدر از اين وضع بهرهمند مىشوند كه تمام سال آذوقهء خود را براى ايام عبور اردو ، انبار مىكنند . زيرا براى فروش آنها فرصتى مناسبتر از اين نيست . . . در مورد مواجب ، بايد بگويم كه هيچيك از سربازان نبايد در سال مبلغى كمتر از پنج تومان كه معادل با پنجاه سكه است دريافت دارند . و با اين پول ، يك سرباز با اسبش به خوبى مىتواند زندگى كند . فرماندهان و صاحبمنصبان قشون ، البته وضعشان خيلى بهتر است و به نسبت درجه و مقام خود ، حقوق مكفى دريافت مىدارند و افراد برجستهاى نيز هستند كه حقوق سالانهء خود آنها بين دويست تا سيصد تومان است ، اينها در حقيقت همان كسانى هستند كه قبلا ذكر كردم و گفتم با عدهء زيادى از قواى خود به اردوگاه مىآيند . ولى در دفاتر قشون فقط نام يك نفر ، يعنى خود آنها به ثبت مىرسد . . . » « 1 » پيترو در جاى ديگر مىنويسد :
« در ده « گيوى » دستهاى از سپاهيان اردو ، شايد بدون قصد و توجه در كنار مزرعهاى چادرها را برافراشته و اسبان و شتران را بدون جلب موافقت صاحبان مزرعه به چرا رها كرده بودند . و چون مردم شكايت كردند ، شاه دستور داد عدهاى به محل رفتند و با شمشير تمام چادرها را پاره كردند و حتى چادر رامشگران و نوازندگان مخصوص شاه نيز كه در آن محل بود ، از اين آسيب مصون نماند . مقصران را به زندان انداختند . وزير فريدون خان كه از حكمرانان بنام بود ، در جمع گناهكاران توقيف شد و به فرمان شاه تيرى از دماغش گذرانيدند و بر اسب برهنهاى نشاندند و چندين بار بدان صورت هولناك در ميان اردو گردانيدند . شاه با توسل به اين روشهاى سخت ، همه را وادار به اطاعت و انضباط مىكند . »
پيترو در جاى ديگر مىگويد : « سپاه ايران در موقع جنگ هيچگونه آرايش جنگى ندارد . فقط شاه با سپهسالار لشكر ، محلها را معين مىكنند و مسئوليت قسمتها به رؤسا واگذار مىشود كه منطقهء خود را حفظ كنند . ولى افراد منظم نيستند . بعضى تفنگداران و نيزهداران و تيراندازان ، همه باهم مخلوط هستند ، و به نحوى كه موقع جنگ يكى با تفنگ مىجنگد ، ديگرى با نيزه و يكى با تير و كمان ، و خلاصه هركس با سلاح خود بهطور درهم و برهم به جنگ ادامه مىدهد . » « 2 »
نظريات نظامى و سياسى شاه عباس
شاه عباس ضمن گفتگو با پيترو دلاواله گفت : « شاه اسپانى روح سلحشورى ندارد و سرباز نيست ! در حالى كه او بايد خود پيشاپيش سپاه ، اسب بتازد و فقط در اين صورت است كه در كارهاى خود توفيق
هامش
( 1 ) . سفرنامهء پيترو ، پيشين ، ص 352 .
( 2 ) . همان ، ص 460 .