بكشند و آنان را از مقابله با سپاه خود برحذر دارند . » « 1 »
سربازان ايران در عهد شاه عباس
پيترو دولاواله كه يك نفر كاتوليك متعصب و دشمن بىامان عثمانيها بود ، به قصد مبارزه با تركها و همكارى با شاه عباس ، از ايتاليا به ايران مىآيد ، وى كه از نزديك ناظر كارهاى شاه عباس و سران سپاه ايران بود ، در مورد ارتش ايران چنين مىنويسد : « . . . گرچه طبق محاسبهاى كه انجام دادهام قواى ايران بايد به هفتاد الى هشتاد هزار نفر برسد ، ولى به دلايل سابق الذكر امروز بيش از چهل هزار نفر قادر به شركت در جنگ نيستند . البته بايد گفت كه شاه بهطور مداوم صد هزار سرباز سوارنظام را مواجب مىدهد ، ولى سى هزار نفر آنان مأمور حفاظت از سرحدات هستند و هيچوقت از محلهاى خود دور نمىشوند . بقيه قاعدتا بايد هفتاد و پنج هزار نفر شوند . ولى همانطور كه گفتم ، امروز تعداد سربازان به اين رقم نمىرسد ، مضافا به اينكه عدهء زيادى از آنان با تمام دستورهاى اكيد و سختگيريهايى كه وجود دارد ، از خانههاى خود بيرون نمىآيند و به جنگ نمىروند ، البته مىدانم در خارج چنين شايع است كه قواى ايران را صدها هزار سرباز تشكيل مىدهند ، ولى بايد توجه داشت كه غير از سربازان معمولى ، كسان ديگرى را هم بايد جزو افراد قشون ذكر كرد كه نامشان ثبت نشده است . مثلا يكى از توانگران و بزرگان ممكن است پنجاه نفر يا صد نفر از افراد خود را براى جنگ بياورد . در حالى كه در دفاتر قشون فقط اسم او بهتنهايى به ثبت مىرسد و بقيهء افراد مواجبشان را از شخص او دريافت مىكنند . از اين گذشته ، عدهء زيادى فروشنده و سوداگر و استادكار و خدمه و ساربان و غيره كه البته همهء آنان مسلح هستند ، با قشون حركت مىكنند . بعلاوه تعداد زنان را نيز نبايد از نظر دور داشت ، زيرا همانطور كه گزنفون مىگويد ، عادت ايرانيان است كه زنها را نيز با خود به جنگ ببرند ، و در حقيقت تمام افراد خانواده باهم حركت مىكنند و به اين ترتيب مىتوان گفت ، تعداد تمام كسانى كه به جنگ مىروند به دويست سيصد هزار نفر بالغ مىشود . »
سپس پيترو مىنويسد : « هنگام راهپيمايى قشون ، از طبل و شيپور خبرى نيست . . . رويهمرفته قشون ، بيشتر به يك اجتماع مذهبى شباهت داشت تا به اردوى نظامى . انضباط شديد چنان برقرار بود كه قوا از هرجا مىگذشت كاملا به نفع سكنهء محل تمام مىشد و هرچه سربازان مىخريدند ، پولش را فورا مىپرداختند ، به نحوى كه اردو زدن قشون در يك محل ، براى مردم آنجا واقعا مفيد بود . و من به اين مناسبت ياد عبور سربازان خودمان افتادم كه در سر راه خود از مال دوست و دشمن چيزى باقى نمىگذارند . سكنهء محلى همه از ترس ظلم و ستم آنها فرار اختيار مىكنند . در اينجا برعكس ، وقتى قشون از محلى عبور مىكند ، فروشندههاى دورهگرد از تمام اطراف و جوانب به مسير آنان هجوم مىآورند تا به سربازان اشياء مختلف و آذوقه
هامش
( 1 ) . احسان اشرافى « عرض سپاه شاه طهماسب و مقايسهء آن با عرض سپاه اوزون حسن » ، مجلهء بررسيهاى تاريخى ، ص 126 به بعد .