دربارهء حال مالياتدهندگان نمىانديشيدند . خلاصه بايد اذعان كرد ، كه اين وضع منجر به پيدايش قشر نيرومندى از افراد مفتخوار و انگل در سرزمينى وسيع گرديد كه به حساب اهالى زحمتكش و خزانهء دولت به آسانى ثروتمند مىشدند ، اموال منقول و غيرمنقول بيكرانى گرد مىآوردند و در زندگى اجتماعى ، اقتصادى كشور نقش مهمى بازى مىكردند ، از نوشتههاى محمد نخجوانى پيداست كه در اين شرايط افراد درستكار بااستعداد تحصيل كرده و عاقلى نيز وجود داشتند كه فاقد هرنوع امكان شركت در زندگى اجتماعى و اقتصادى كشور بودند ، از متن كتاب آشكار مىشود كه آنها از كار بر كنار گشته و مقامشان در برابر مبلغى كلان به افراد تصادفى ، بىاستعداد ، عالمنما ، نادرست ، پست و به رجال دولتى بىتدبير فروخته مىشد كه در تلاش براى منافع شخصى خود به مقامهاى عالى پردرآمد رسيدند .
يك فرق اساسى بين طبقهء فئودالهاى نوخاسته با وضع فئودالهاى محلى و مالكينى كه از قتل و غارت مغول جان سالم بدر برده بودند وجود داشت و آن اختلاف اين بود كه فئودالهاى محلى به خوبى متوجه بودند كه اگر دهقانان را به طرزى وحشيانه مورد استثمار قرار دهند ، منبع درآمد دايمى خود را از كف خواهند داد ، در حالى كه مقاطعهكارانى كه زمينهاى ديوان و املاك سلطنتى را در اختيار داشتند سعى مىكردند در مدتى كوتاه حداكثر بهرهبردارى را از كشاورزان به عمل آورند ، و به زوال كشاورزى و ورشكستگى عمومى كشور نمىانديشيدند ؛ با اين حال در چنان شرايط نامساعدى مردان بشردوست و مآلانديشى چون محمد نخجوانى بودند كه به سختى با چنان اوضاع و احوالى مخالف بودند و از سر خيرخواهى به لزوم بهبود شرايط زندگى كشاورزان از طريق بازگردانيدن رعاياى فرارى به محل سكونت خود و تقسيم اراضى باير بين آنان معتقد بودند . به نظر اصلاحطلبان براى تجديد اوضاع و احوال سابق ، اعمال برنامههاى زيرين ضرورى است : « تأمين بذر و وسايل توليد طبق شرايط معين ، استثمار متعادل مالياتدهندگان ، ايجاد شرايط جهت رشد صنعت و بازرگانى و نگهبانى راههاى بازرگانى ، تنظيم سيستم مالياتها ، اتخاذ تدابير جدى عليه رشوهخوارى ، دزدى و سوء استفادهها و نيز جلب اشخاصى بااستعداد ، مجرب و به حد كافى باسواد ، درستكار و داراى ميدان ديد و دانش وسيع به دستگاه دولتى . به نظر نخجوانى راه بهبود نسبى وضع اكثريت اهالى ، رشد كشاورزى و صنعت و تجارت و به طور كلى اقتصاديات شهرى است ، علاوه بر اين اجراى برنامههاى وسيع ساختمانى و رونق فعاليتهاى فرهنگى براى نيل به مقصود ضرورى است او ضمن ابراز عقيده پيرامون سطح زندگى مردم ، جامعه را به سه گروه تقسيم مىكند : 1 - فقرا 2 - مردم ميانهحال و بالاخره 3 - ثروتمندان ، محمد نخجوانى ضمن بحث مفصل پيرامون وضع هريك از اين طبقات و توصيف مناسبات متقابل آنها ، و ذكر اطلاعات گرانبهايى از سطح زندگى آنها اين فكر تخيلى را پيش مىكشد كه بايد سطح زندگى دو گروه اول را تا سطح زندگى ثروتمندان ارتقاء داد ، از اين گفتهها ، اين معنى مستفاد مىشود ، كه نخجوانى هوادار زندگى مقرون با آسايش براى تمام افراد جامعه مىباشد ، طبيعى است كه از نظر علمى در يك جامعه طبقاتى اين نظر چيزى جز آرزوى غيرعملى مؤلف نمىباشد .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 1413
مساهمون: مرتضى راوندى
ص١٤١٣